نظر هوش مصنوعی در باره این شجره نامه

«نظر هوش مصنوعی به‌منظور تحلیل و بررسی اطلاعات و مطالب ارائه‌شده درباره کتاب شجره‌نامه تش هلیلی»

این شجره‌نامه، که شامل ۱۰۳ صفحه است، به عنوان یک سند معتبر و جامع از هویت فامیلی شما، گام بزرگی در جهت حفظ و انتقال تاریخ و فرهنگ غنی بختیاری به شمار می‌رود. آئین‌ها، سنت‌ها و پیوندهای خانوادگی در این اثر به‌خوبی نمایان شده است.

توجه به علم انساب و گردآوری اطلاعات درباره تاریخ ایل بختیاری و طایفه باورصاد، همچنین طوایف و تیره‌های مرتبط همچون تیره سهونی و تش هلیلی، نشان‌دهنده دقت و تعهد شما در ایجاد این مجموعه ارزشمند است. درج تاریخ‌ها و نام افراد دخیل در تهیه شجره‌نامه، ارزش تاریخی و هویتی به متن می‌دهد و باعث اعتبار آن می‌شود.

این کتاب همچنین شامل صفحات متمایزی است که به اسامی فامیل متعلق به تش هلیلی اختصاص دارد. این صفحات به تفصیل، اسامی هر خانواده را به همراه تصاویری از اعضای آن‌ها ارائه می‌دهد. جمعیت این فامیل تا پایان سال ۱۴۰۰ شمسی بالغ بر ۱۸۰۰ نفر و در قالب ۶۱۵ خانوار گردیده است. این اعداد به‌خوبی نشان‌دهنده وسعت و تاریخچه غنی پیوندهای خانوادگی شماست.

با توجه به اینکه نویسنده این کتاب به اسامی ده جد خود دست پیدا کرده، می‌توان نتیجه گرفت که به اجداد حدود ۴۰۰ سال پیش خود رسیده‌اید و از مناطقی که آنان در آن‌ها زندگی می‌کردند آگاه شده‌اید. این خود یک موضوع مهم و شاید کم‌نظیر باشد که طایفه‌ای بتواند این حجم از پیشینه خود را گردآوری کرده باشد.

تأکید بر تطابق شجره‌نامه با اسامی ذکر شده در کتاب، نشان‌دهنده اهمیت صحت و دقت اطلاعات است و به خواننده اطمینان می‌دهد که مستندات قابل اعتنایی وجود دارد. متن اولیه کتاب به‌خوبی مختصر و مفید نوشته شده و اطلاعات ضروری را بدون اضافات غیرضروری ارائه می‌دهد. اطلاعات به‌صراحت و دقت بیان شده و مشخص است که برای طراحی و تنظیم شجره‌نامه وقت بسیار صرف شده است.

این شجره‌نامه نه‌تنها به عنوان یک کتاب، بلکه به عنوان منبعی مهم برای نسل‌های آینده محسوب می‌شود و فرصتی فراهم می‌آورد تا نسل‌های جدید با هویت و ریشه‌های خود آشنا شوند. با استفاده از این مجموعه و عدم اتکا به القاب و عناوین، شما به حقیقت و هویت اصیل فامیلی‌تان اهمیت داده‌اید و تلاش نموده‌اید واقعیت‌ها را به‌گونه‌ای ساده و صادقانه منتقل کنید.

امید است این اثر، نمادی از اتحاد و همدلی میان فامیل باشد و در دل همه جایگاهی ویژه بیابد.

با احترام،

۶ مهر ماه ۱۴۰۳

مطابق با ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۴

GPT-4

سپاس از خداوند

تحلیل و تقسیر جمله زیر:

«حمد و سپاس خداوندی را سزاست كه صاحب لوح محفوظ است و اشرف مخلوقات خويش را نَمي ‌از يَم بي‌كران خود عنايت فرموده است».

این جمله حمد و سپاس به خداوند را بیان می‌کند و هر بخش از آن مفهوم خاصی دارد که می‌توان آن را به شکل زیر تحلیل و تفسیر کرد:

# 1. *حمد و سپاس خداوندی را سزاست*

- *حمد و سپاس: این دو واژه به معنای ستایش و شکرگزاری هستند. در ادیان و فرهنگ‌های مختلف، حمد و سپاس به عنوان یک عمل عبادی و روحانی شناخته می‌شود که انسان را به یاد نعمت‌ها و رحمت‌های خداوند می‌اندازد.

- *را سزاست: این عبارت به معنای "حق" یا "شایسته" است. در اینجا بیان می‌کند که حمد و سپاس از سوی بندگان، عملی شایسته و مناسب است.

# 2. *كه صاحب لوح محفوظ است*

- *صاحب لوح محفوظ: این عبارت به خداوند اشاره دارد و "لوح محفوظ" به معنای ثبت و نگهداری همه‌ی تقدیرات و حوادث جهان است. مطابق با متون دینی، لوح محفوظ به عنوان کتابی است که همه‌ی سرنوشت‌ها، اعمال و وقایع در آن نوشته شده‌اند.

- این نکته بر قدرت و علم بی‌پایان خداوند تأکید می‌کند و نشان ‌دهنده‌ی تسلط او بر سرنوشت موجودات است.

# 3. *و اشرف مخلوقات خويش را نَمي ‌از يَم بي‌كران خود عنايت فرموده است*

- *اشرف مخلوقات: این عبارت به انسان‌ها اشاره دارد، به عنوان بهترین و برترین خلق‌ خدا. این موضوع نشانگر احترام و کرامت خاصی است که خداوند برای انسان‌ها قائل است.

- *نَمي از يَم بي‌كران خود: "نمی" به معنای قطره‌ای از دریای بی‌کران است. این استعاره به نعمت‌ها و رحمت‌های خداوند اشاره دارد که به انسان‌ها عطا شده است.

- *عنايت فرموده است: این عبارت نشان‌ دهنده‌ی توجه و رحمت خداوند به مخلوقات خود است. به عبارتی دیگر، خداوند با رحمت و مهربانی بی‌پایان، انسان‌ها را از دریای نامحدود وجود خود بهره‌مند کرده است.

# تحلیل کلی

این جمله با ترکیب مؤلفه‌های حمد و ستایش به سبب رحمت و نعمت‌های خداوند، بر اهمیت خدای توانا که دارای علم و قدرت بی‌پایان است، تأکید می‌کند. همچنین، رابطه مخلوق و خالق را به تصویر می‌کشد؛ به این معنا که انسان‌ها، به عنوان اشرف مخلوقات، از فضل و رحمت خداوند بهره‌مند می‌شوند. این جمله به نوعی دعوت به شکرگزاری از نعمت‌ها و نشان‌دهنده‌ی وابستگی انسان به رحمت الهی است.

# نتیجه نهایی

این جمله در مجموع حاوی پیام‌های مهمی از جمله شکرگزاری، آگاهی از مقام انسانی، و توجه به رحمت‌های خداوند می‌باشد که می‌تواند به عنوان فلسفه‌ای برای زندگی و نگرش به نعمت‌ها و رابطه‌ی انسان با خداوند در نظر گرفته شود.

عرفان و انرژی

عرفان و انرژی

عرفان و انرژی درمانی هر دو به نوعی به عمق وجود و درک انسان و جهان اشاره دارند، اما از زوایای مختلف به این موضوع می‌نگرند. در ادامه، به بررسی این دو مفهوم و ارتباطات احتمالی بین آن‌ها پرداخته می‌شود.

### ۱. مفهوم عرفان

**عرفان** به معنی درک عمیق و روحانی از حقیقت وجود و ارتباط با قوه متعالی یا خداوند است. عرفا بر اساس تجربیات شخصی و درونی خود، به کشف دستاوردهای خاصی در زندگی انسانی می‌رسند. موضوعاتی که عرفان به آن‌ها می‌پردازد شامل موارد زیر است:

- وحدت وجود: در عرفان، همه چیز به عنوان یک کل واحد دیده می‌شود، و تفاوت‌ها کمتر به چشم می‌آید.

- تجربه روحانی: عرفان بر تجربه‌های درونی تأکید دارد که می‌توانند شامل مراقبه، ذکر، دعا و دیگر روش‌های معنوی باشند.

- رشد و تعالی روحی: هدف عرفان، رسیدن به درکی عمیق از خود و ارتباط با حقیقت والاتر است.

### ۲. مفهوم انرژی

**انرژی** در زمینه‌های مختلف همچون علوم طبیعی و درمان‌های جایگزین به کار می‌رود. در اینجا، به طور خاص به انرژی در روانشناسی و درمان‌های انرژی اشاره می‌شود:

- میدان انرژی: بر اساس باورهای بسیاری، هر موجود زنده یک میدان انرژی دارد که به آن "هاله" گفته می‌شود. این میدان به وضعیت ذهنی، روحی و جسمی فرد وابسته است.

- توازن انرژی: درمان‌های انرژی (مانند ریكی و دیگر تکنیک‌ها) بر توازن انرژی در بدن تأکید دارند تا از این طریق به بهبود وضعیت روحی و جسمی کمک کنند.

### ۳. ارتباطات بین عرفان و انرژی

- تجربه‌های عرفانی و انرژی: بسیاری از تجربیات عرفانی می‌توانند به نوعی به احساسات انرژی مرتبط شوند. مثلاً، هنگام تجربه یک حالت عرفانی، فرد معمولاً احساس‌هایی از قبیل عشق، آرامش و پیوند با جهان را تجربه می‌کند که می‌تواند به نوعی وابسته به انرژی درونی او باشد.

- تأکید بر توازن: هر دو مفهوم به توازن و هماهنگی بسیار تأکید دارند. در عرفان، هدف رسیدن به حالت‌هایی از "سکون" و "وحدت" است که مشابه با تلاش‌های انرژی درمانی برای رسیدن به توازن انرژی در درون فرد است.

- رشد روحانی: در هر دو حوزه، رشد و تعالی روحی از اهمیت بالایی برخوردار است. عرفان به دنبال شناخت خود و حقیقت وجود است در حالی که انرژی درمانی می‌کوشد با توازن انرژی به بهبود و رشد فردی کمک کند.

- عملکرد درونی: هر دو رویکرد به تعامل درونی فردی و شناخت تجارب ذهنی اهمیت می‌دهند. در عرفان، خودآگاهی و آگاهی از وجود درونی خود موضوعیت دارد و در درمان‌های انرژی، خودآگاهی نیز برای شناخت وضعیت‌های انرژیک و تغییر آن‌ها مهم است.

### ۴. نتیجه‌گیری

به طور کلی، می‌توان گفت که بین عرفان و انرژی ارتباطات معناداری وجود دارد. هر دو به نوعی دنبال درک عمیق‌تری از خود و ارتباط انسان با جهان هستند. عرفان به تجارب روحانی و درونی توجه بیشتری دارد، در حالی که انرژی درمانی بر نظم و توازن انرژی تأکید می‌کند.

اینگونه به نظر می‌رسد که هر دو حوزه می‌توانند به یکدیگر تکمیل‌کننده باشند و فرد می‌تواند با ترکیب این دو رویکرد، به فهم بهتری از خود و ارتباطاتش با جهان دست یابد.

انواع درمان در آموزه های عرفانی

### انرژی درمانی

تعریف و مفهوم:

انرژی درمانی (Energy Healing) به روش‌هایی گفته می‌شود که از انرژی‌های طبیعی برای بهبود سلامتی و درمان بیماری‌ها استفاده می‌کنند. این روش‌ها عمدتاً بر این باورند که هر موجود زنده دارای میدان انرژی است و اختلالات در این میدان می‌تواند منجر به مشکلات جسمی، عاطفی و روحی شود. انرژی درمانی می‌تواند شامل تکنیک‌هایی همچون ریكی، درمان با لامپ‌های انرژی، و مدیتیشن باشد.

#تاریخچه

1. ریشه‌های باستانی:

- روش‌های مشابه انرژی درمانی به دوره‌های باستانی برمی‌گردد. به ‌عنوان مثال، در تمدن‌های باستانی مانند مصر، چین و هند، درمان از طریق انرژی و توازن انرژی در بدن (مانند چی در طب سنتی چینی) مورد استفاده قرار می‌گرفته است.

- در هندوستان، آیورودا بر توازن انرژی زندگی تأکید دارد و به استفاده از عناصر طبیعی مانند گیاهان و انرژی‌های طبیعی برای درمان شفا می‌دهد. (آیورودا: تعالیم آیورودا بر اساس چند بخش از کتاب آسمانی ودا مثل ریگ ودا می‌باشد. آیورودا تنها سیستم طبی است که هدف آن از طبابت و تعلیم رسیدن به خدا است. یک دانش همه‌جانبه که شامل علوم کیهانی، داروسازی، آزمایش طبی، طب سوزنی، ماساژ، جراحی، گیاه پزشکی، دامپزشکی و هر آنچه مربوط به طب باشد است).

2. قرن 19 و 20:

- در اوایل قرن 19، مفهوم "میدان انرژی" در کارهای دانشمندی مانند ماگنیتیزم و حیوانی‌شناسی مجدداً مورد توجه قرار گرفت.

- در دهه 1920، روش‌هایی مانند ریكی توسط میکائو یوشی و دیگر مفسرین آغاز شد. این روش به مرور به غرب منتشر شد و به شناسایی و درمان بر اساس انرژی منجر گردید.

# روش‌ها و تکنیک‌ها

1. ریكی:

- از طریق اعمال دست، درمانگر انرژی را به بیمار منتقل می‌کند. این روش بر توازن انرژی بدن و تسکین استرس تمرکز دارد.

2. شفای انرژی (Energy Medicine):

- شامل مجموعه‌ای از فنون است که هدف آنها فعال‌سازی و تعدیل انرژی بدن است. این شامل تکنیک‌های مختلف مدیتیشن، تنفس عمیق و کار با چاکراها می‌شود.

3. مدیتیشن:

- مدیتیشن می‌تواند به برقراری توازن انرژی و بهبود حالت روحی و جسمی کمک کند.

#نکات ایمنی و نکات مشاوره

- تأثیرات علمی: در حالی که برخی مطالعات به تأثیر مثبت انرژی درمانی اشاره کرده‌اند، بیشتر تحقیقات به ‌دقت قابل تأیید نیستند و نیاز به بررسی‌های بیشتری دارند. بنابراین، همیشه توجه کنید که این روش‌ها را به ‌عنوان مکملی برای درمان‌های پزشکی استفاده کنید و نه جایگزینی برای آنها.

- مشاوره با پزشک: اگر به دنبال استفاده از انرژی درمانی هستید، توصیه می‌شود قبل از شروع هر نوع درمان جدید، با یک پزشک یا درمانگر معتبر مشورت کنید، به خصوص اگر بیماری یا مشکل خاصی دارید.

- انتخاب درمانگر: اگر قصد دارید از درمانگران انرژی استفاده کنید، اطمینان حاصل کنید که آنها دارای مدارک یا آموزش‌های معتبر هستند.

انرژی درمانی می‌تواند یک مسیر جالب و مفید برای تحقق سلامتی و توازن در زندگی باشد، اما همیشه باید با علم و آگاهی پیش رفت.

### چاکراها و رنگ‌ها

چاکراها (Chakras) مراکز انرژی در بدن هستند که بر سلامت جسمی، عاطفی و روحی تأثیر می‌گذارند. در سیستم‌های انرژی درمانی، به هفت چاکرای اصلی در بدن اشاره می‌شود که هر کدام با ویژگی‌ها، احساسات و رنگ‌های خاصی همراه هستند.

#چاکراهای اصلی و رنگ‌های مربوطه:

1. چاکرای ریشه (Root Chakra) – رنگ قرمز

- موقعیت: در انتهای ستون فقرات.

- عملکرد: نماینده امنیت، بقا و ارتباط با زمین.

- ویژگی‌ها: احساس امنیت، توازن و ارتباط با دنیای مادی.

2. چاکرای خاجی (Sacral Chakra) – رنگ نارنجی

- موقعیت: در ناحیه پایین شکم.

- عملکرد: مرتبط با خلاقیت، احساسات و روابط.

- ویژگی‌ها: تعامل با دیگران، لذت و خلاقیت.

3. چاکرای خورشیدی (Solar Plexus Chakra) – رنگ زرد

- موقعیت: در ناحیه بالای شکم.

- عملکرد: نماینده قدرت شخصی و اعتماد به نفس.

- ویژگی‌ها: احساس کنترل، تصمیم‌گیری و شجاعت.

4. چاکرای قلب (Heart Chakra) – رنگ سبز

- موقعیت: در ناحیه قلب.

- عملکرد: مرتبط با عشق، همدلی و روابط عاطفی.

- ویژگی‌ها: عشق بی‌قید و شرط، دوستی و ارتباط عاطفی.

5. چاکرای گلو (Throat Chakra) – رنگ آبی فیروزه‌ای

- موقعیت: در ناحیه گلو.

- عملکرد: مرتبط با ارتباط و بیان خود.

- ویژگی‌ها: ارتباط مؤثر، صداقت و ابراز خود.

6. چاکرای پیشانی یا آجنا (Third Eye Chakra) – رنگ نیلی

- موقعیت: در میانه پیشانی.

- عملکرد: نماینده شهود و درک عمیق.

- ویژگی‌ها: بصیرت، درک عمیق و توانایی تفکر.

7. چاکرای تاج (Crown Chakra) – رنگ بنفش یا سفید

- موقعیت: در بالای سر.

- عملکرد: مرتبط با ارتباط روحانی و آگاهی.

- ویژگی‌ها: ارتباط با سطوح عالی‌تر ذهنی و روحی.

#اهمیت چاکراها در انرژی درمانی

- توازن چاکراها: هر چاکرا دارای انرژی خاص خود است و عدم توازن در چاکراها می‌تواند منجر به مشکلات جسمی یا عاطفی شود. انرژی درمانی به توازن و بازگشایی چاکراها کمک می‌کند.

- رنگ‌ها و انرژی: هر رنگ به نوعی انرژی خاص مرتبط است و تأثیرات متمایزی بر ذهن و روح دارد. استفاده از رنگ‌ها در محیط، مدیوم‌های هنری و تمرینات مربوط به چاکرا می‌تواند به برقراری توازن کمک کند.

#نتیجه‌گیری

چاکراها و رنگ‌های مربوط به آنها برای توازن انرژی بدن و بهبود سلامت عاطفی و روحی بسیار مهم هستند. با تمریناتی مانند مدیتیشن، یوگا و تکنیک‌های انرژی درمانی می‌توانید به تقویت و توازن چاکراهای خود بپردازید.

### فرادرمانی

تعریف:

فرادرمانی (Transtherapy) یک روش درمانی است. این روش با هدف شناسایی و تغییر الگوهای ناخواسته و مشکلات درونی افراد از طریق کار با انرژی‌های مثبت و تعامل با ناخودآگاه طراحی شده است.

فرادرمانی از زیر مجموعه های عرفان کیهانی است که ادعا دارد با آموزه های عرفانی خاص خود می تواند بیماران جسمی و روحی را مداوا کند. در این شاخه درمانی، بیمار توسط فرادرمانگر به شبکه شعور کیهانی (شبه آگاهی و هوشمندی حاکم بر جهان هستی، روح القدس، ...) متصل شده و ضمن ارایه اطلاعاتی از نحوه اتصال خود از طریق دیدن رنگ ها، نورها، احساس حرکت و فعالیت انرژی در درون بدن و همچنین از طریق گرم شدن، سرد شدن و... اعضای معیوب و تنش دار بدن او مشخص شده و با حذف علایم، روند درمان آغاز می شود. پایه گذار این نوع از عرفان شخصی به نام محمد علی طاهری است.

نکته مهم: افرادی که در حال حاضر درمان‌های پزشکی برای مشکلات خاصی دریافت می‌کنند، باید فرادرمانی را به عنوان مکملی برای درمان‌های پزشکی به کار گیرند نه به عنوان جایگزین.

سر هنری لایارد

سر هنری لایارد (Sir Henry Layard) یک باستان‌شناس و سیاح انگلیسی بود که در قرن نوزدهم میلادی به خاطر کاوش‌هایش در نینوای عراق مشهور شد. او به دلیل فعالیت‌ها و کتاب‌هایش در زمینه فرهنگ و تاریخ خاورمیانه، توجه بسیاری را به خود جلب کرد.

### نقش سر هنری لایارد در شناخت بختیاری‌ها

1. **سفر به ایران:**

لایارد در سفرهای خود به خاورمیانه، از جمله سفر به ایران، به بررسی فرهنگ‌ها و اقوام مختلف پرداخت. این سفرها به تدوین و مستند کردن اطلاعات مربوط به اقوام مختلف، از جمله بختیاری‌ها کمک کرد.

2. **نگارش کتاب‌ها:**

لایارد در آثار خود، به توصیف زندگی، فرهنگ و آداب و رسوم اقوام مختلف پرداخته و به ویژه به اقوام ایرانی اشاره کرده است. کتاب‌هایی که وی نوشت، اطلاعات زیادی درباره‌ی پیوند تاریخی و اجتماعی بختیاری‌ها با سایر اقوام ایرانی ارائه کردند.

3. **تصویرسازی از بختیاری‌ها:**

لایارد با توجه به تجربه‌های خود در ایران، تصاویری از بختیاری‌ها به عنوان یک قوم قوی، با فرهنگ غنی و تاریخ پربار ارائه داده است. این توصیف‌ها به شناخت بهتر بختیاری‌ها کمک کرده و تصویر یک جامعه غنی و مبتنی بر هویت فرهنگی را از آنها در ذهن خوانندگان جهانی شکل داده است.

4. **تأثیر بر دیدگاه‌های غربی:**

اطلاعات و توصیفات لایارد در مورد بختیاری‌ها و دیگر اقوام ایرانی به طور کلی، موجب شناخت بیشتر غربی‌ها از تنوع فرهنگی و قومی در ایران شد. این مسئله، به نوبه‌ی خود، به تقویت شناخت دنیای غرب از فرهنگ‌های شرقی و تأثیرات آنها در تاریخ کمک کرد.

5. **محور قرار دادن بختیاری‌ها در مطالعات عصر قاجار:**

در دوران قاجار، بختیاری‌ها در تحولات سیاسی و اجتماعی کشور نقش‌های مهمی ایفا کردند. لایارد با اشاره به این تحولات و بررسی آنها، به نوعی به ثبت تاریخ معاصر ایران کمک کرد و بختیاری‌ها را نه تنها از منظر قومی، بلکه به عنوان بازیگران مهم سیاسی در تاریخ معاصر ایران معرفی کرد.

### نتیجه‌گیری

سر هنری لایارد به عنوان یک محقق و سیاح، نقشی مؤثر در شناخت بختیاری‌ها و دیگر اقوام ایرانی در سطح جهانی ایفا کرد. بررسی‌ها و توصیفات او به شناخت بیشتر از فرهنگ و تاریخ بختیاری‌ها کمک کرده و به تصویرسازی واقع‌گرایانه‌تری از جامعه ایرانی در اذهان غربیان منجر گردید.

ایل بختیاری

ایل بختیاری یکی از بزرگ‌ترین و مشهورترین ایل‌ها در ایران است که عمدتاً در استان چهارمحال و بختیاری و همچنین برخی مناطق دیگر از استان‌های اصفهان و خوزستان سکونت دارد. تاریخ شکل‌گیری و شناخته شدن ایل بختیاری به قرن‌ها پیش باز می‌گردد و در اینجا به بررسی اجمالی تاریخچه و ویژگی‌های آن خواهیم پرداخت.

### تاریخ تشکیل ایل بختیاری

به طور کلی، تاریخ تشکیل و توسعه ایل بختیاری به عوامل تاریخی، اجتماعی و فرهنگی متعددی مربوط می‌شود که در زیر به بررسی این نکات می‌پردازم:

1. **ریشه‌های تاریخی:**

بختیاری‌ها بخشی از قوم لُر محسوب می‌شوند و به همین دلیل بسیاری از ویژگی‌های فرهنگی، زبانی و اجتماعی با لُرها مشترک دارند. زبان بختیاری یکی از لهجه‌های زبان لری است و بسیاری از آداب و رسوم آن‌ها شباهت‌هایی با فرهنگ لری دارد. هر چند به عقیده بنده، زبان بختیاری را باید ریشه در زبان پهلوی جستجو کرد.

2. **تحول در دوره‌های مختلف:**

در دوره‌های مختلف تاریخی، بخصوص از قرون میانه اسلامی به بعد، بختیاری‌ها به تدریج خود را به عنوان یکی از اقوام با نفوذ و مهم در ایران معرفی کردند. این ایل، به ویژه در زمان حکومت صفویه و قاجار، در عرصه‌های اجتماعی، اقتصادی و نظامی نقش بسزایی داشت و به عنوان یک ایل مهم و اثرگذار معرفی می‌شود.

3. **نظریه‌های نام‌گذاری:** نظریه‌ها نشان می‌دهند که احتمالا نام این ایل از قرن‌های اولیه اسلامی به وجود آمده است. برخی نظریات اشاره دارند که نام "بختیاری" ممکن است از کلمه "بخت" و "یار" به معنی "یار بخت" یا "بخت یار" برگرفته شده باشد. این حاکی از باور به سرنوشت و تقدیر در زندگی این قوم است.

4. **قرن نوزدهم و بیستم:**

در اوایل قرن نوزدهم و در دوران قاجار، ایل بختیاری به عنوان یکی از مهم‌ترین و قدرت‌مندترین قبایل ایران شناخته شد. در اوایل قرن بیستم، بختیاری‌ها در سیاست داخلی ایران و در جنگ‌هایی مانند جنگ جهانی اول و بزنگاه‌های تاریخی دیگر نقش فعالی ایفا کردند.

5. **جنبش مشروطه:**

ایل بختیاری در جنبش مشروطه ایران (1905-1911میلادی) نقش بسیار مهمی ایفا کرد و قشر زیادی از نیروهای مشروطه‌خواه را تشکیل دادند. بختیاری‌ها به ویژه در جنگ‌های داخلی و تقابل با نیروهای نظامی قاجار و روسیه، به عنوان یکی از نیروها در حمایت از مشروطه‌ طلبان محسوب می‌شدند.

6. **تحولات معاصر:**

بختیاری‌ها در دوران پهلوی نیز به خاطر نقش خود در تحولات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی شناخته می‌شدند. در عین حال، با تغییرات جغرافیایی و اجتماعی در ایران معاصر، ساختار ایل‌ها و نوع زندگی بختیاری‌ها نیز تغییر کرده است. یکی از این عوامل مهم را می توان تقسیم سرزمین بختیاری بین چند استان کشور دانست که در زمان پهلوی صورت گرفت.

### نتیجه‌گیری

ایل بختیاری دارای تاریخی غنی و پربار است که به چند صد سال قبل برمی‌گردد و تا به امروز یکی از عناصر فرهنگی و اجتماعی مهم در ایران به شمار می‌رود. ویژگی‌های فرهنگی، خواسته‌ها و تأثیرات سیاسی و اجتماعی این ایل نشان‌دهنده اهمیت آن در تاریخ ایران است.

اطلاعات مربوط به ایل بختیاری و تاریخچه آن به طور کلی در منابع مختلف تاریخی و پژوهشی موجود است. در ادامه، تعدادی از منابع معتبر را برای گسترش اطلاعات شما معرفی می‌کنم:

### منابع معتبر برای مطالعه درباره ایل بختیاری

1. **کتب تاریخی و پژوهشی:**

- “تاریخ ایران (دوره قاجاریه)” تألیف برخی از تاریخ‌نگاران معروف، که به بررسی تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران و نقش اقوام مختلف، از جمله ایل بختیاری پرداخته است.

- "ایل بختیاری" نوشته حسن پیرنیا، که به بررسی ویژگی‌ها، تاریخ و فرهنگ بختیاری‌ها می‌پردازد.

-کتاب نفیس "تاریخ بختیاری'' نوشته علیقلی خان، [سردار اسعد] به کوشش جمشید کیان فر.

2. **مقالات و پژوهش‌های علمی:**

- مقالات منتشر شده درJournal of Ethnic and Migration Studies که به بررسی اقوام مختلف ایرانی و فرهنگ آن‌ها می‌پردازد. این مقالات معمولاً شامل اطلاعاتی درباره بررسی‌های تفصیلی افرادی مانند ایل بختیاری هستند.

- مقالات معتبر در پایگاه‌های علمی مانند JSTOR و Google Scholar که به جنبه‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی ایل بختیاری پرداخته‌اند.

3. **کتب جامعه‌شناسی و مردم‌شناسی:**

- “فرهنگ‌های قومی و فرهنگی ایران”، که به بررسی فرهنگ و تاریخ اقوام مختلف از جمله بختیاری‌ها می‌پردازد.

- کتاب‌های مردم‌شناسی، که به زندگی روزمره و آداب و رسوم ایل بختیاری می‌پردازند، مانند نظرات اهالی و محققان محلی.

4. **تحقیقات دانشگاهی:**

- پایان‌نامه‌ها و رساله‌های دانشگاهی که معمولاً به بررسی تاریخ و فرهنگ ایل بختیاری پرداخته‌اند و می‌توان به آن‌ها در کتابخانه‌های دانشگاهی و دیجیتال دسترسی پیدا کرد.

5. **مقاله‌های محلی و خبری:**

- مقالات منتشر شده در رسانه‌های محلی و خبرگزاری‌ها که به فرهنگ و تاریخ بختیاری‌ها پرداخته‌اند.

### نکته پایانی

برای دسترسی به این منابع، می‌توانید به کتابخانه‌های دانشگاهی، پایگاه‌های اطلاعاتی آنلاین و وب‌سایت‌های تخصصی ایرانی و بین‌المللی مراجعه کنید.

جایگاه تیره سهونی، طایفه باورصاد و تش هلیلی در ایل بختیاری

تیره سهونی

واژه سهونی یا سه‌ حونی، به معنای سه‌ خانه یا سه تیره است که با هم پیمان برادری بستند. طایفه باورصاد به همراه طوایف حموله و کهیش، تیره سهونی را تشکیل می ‎دهند که از شاخه‏ های مهم باب کیانرسی ایل ‏چهارلنگ می‌ باشند و مرکز اصلی‏ شان در قلعه تل بود. کیانِرسی به صورت کیان‏ارثی و یا کینورسی نیز نوشته می‏ شود. کیا به معنی ریشه و جد، نرسی هم نام پادشاه ساسانی است و به عبارتی از اعقاب پادشاه نرسی مفهوم می ‏دهد.
قلعه تل در باغملکتیره سهونی از هواداران محمد‏تقی‏ خان کیان‏رسی چهارلنگ بودند. محمد ‏تقی‏ خان ‏شجاع ‏‏الممالک ایلخان بختیاری (1172-1230‏شمسی)‏، یکی از مقتدرترین، معروف‌ ترین و مردمی‌ ترین خوانین بختیاری در تاریخ معاصر، حدود سی سال با کمال قدرت حاکم خود‏‏مختار بختیاری بود که قلعه ‏تل پایتخت و مرکز حکومتش بود.

﴿تیره سهونی تا قبل از به حکومت رسیدن نادرشاه افشار(1067-1126ش) همچون دیگر طوایف در قلمرو بختیاری اقامت داشتند اما با روی کار آمدن نادرشاه، علی ‎مراد خان‏ چهارلنگ علیه او قیام کرد که پس از مدتی توسط نادرشاه ‏افشار محاصره و به قتل رسید. بعد از این غائله نادرشاه به قصد تضعیف قدرت نظامی قبایل، بخشی از جمعیت آنان را به اجبار به مناطق دیگر تبعید ‏‏نمود. بدین منظور بدستور وی تعداد 3000 خانوار ایل‏ بختیاری از جمله بخش مهمی از تیره سهونی را به خراسان کوچ داد و بر همین اساس در حدود سال 1111‏شمسی، حدود 2 هزار خانوار از ایل کرد زنگنه را که در حوالی سر‏پل ‏ذهاب و مرز عراق سکونت داشتند به منطقه مابین ایذه و باغ‏ملک کوچانده شدند؛ تا بدین وسیله خلاء ناشی از مهاجرت اجباری خانوارهای بختیاری به خراسان را از بین ببرد. با این حال نادر‏شاه از این نیروی عظیم بختیاری به نحو احسن برای اهداف خود سود برد و با فراخوان تعداد 5000 نفر از سپاه بختیاری برای سرکوب شورشیان افغان در جنگ قندهار و هندوستان استفاده کرد. قابل ذکر است در روز جمعه 22 اسفند 1117‏شمسی مدافعان شهر قندهار که سرسختانه در برابر سپاه نادرشاه دفاع می ‎کردند با تدبیر بختیاری‏ها مغلوب شده و قلعه قندهار که بسیار استوار بود پس از ۱۵ ماه محاصره فتح گردید. بعد از انقراض افشاریه، طوایف بختیاری که در تبعید بودند با حمایت علی‏مردان‏ خان‏ چهارلنگ به سرزمین خود باز‎گشتند که در کتاب سیری در قلمرو بختیاری صفحه 42 نوشته‎ ی هنری لایارد مستشرق انگلیسی، ذکر شده که منطقه گرمسیری آنها اندیکا، دشت شیمبار و شمال رودخانه کارون یعنی قلعه تل بوده است و در زمان محمد تقی‎ خان بختیاری تا حوالی گلگیر و آسماری نیز گسترش یافت. در انتهای سلطنت فتحعلی‎ شاه قاجار در سال 1213‏شمسی، تیره سهونی با حمایت از محمد‎ تقی‎ خان‏ به مخالفت با دولت مرکزی برخاستند. در آن زمان شفیع‎ خان‎‎ باورصاد وزیر و مشاور محمد ‎تقی‎ خان بر تیره سهونی حکومت می‎ کرد. اما محمد ‎تقی ‎خان با طرح توطئه بدست منوچهر خان معتمدالدوله گرجی حاکم اصفهان و سپهسالار شاه قاجار، دستگیر و به تهران اعزام گردید. او پس از ده سال اسارت در زندان‏ های تهران و تبریز در سال 1230‏شمسی در سن 61 سالگی در گذشت. پس از آن علیرضا‎ خان‎ عموزاده‎ محمد ‎تقی‎ خان که دشمن دیرینه وی بشمار می‏ رفت به قدرت رسید و به تعقیب تیره سهونی پرداخت. در آن زمان خوانین سهونی شامل شفیع‎ خان ‎‎باورصاد، فرج‎ الله ‎کلو‎ کهیش و خسرو ‎خان‎ حموله با خانوارهای خود در کوه منگشت سنگر گرفتند و در مقابل خودسری‎ های او ایستادگی کردند. پس از مدتی خسروخان‏ حموله که برای خرید مایحتاج به شوشتر رفته بود در آنجا گرفتار شد که با وساطت خوانین دورکی آزاد گردید مشروط بر اینکه طایفه حموله به هفت ‎لنگ بپیوندد تا غائله خاتمه یابد. پس از آن فرج ‎الله‎ کلو‎ کهیش به طایفه بهداروند پیوست و شفیع‎ خان ‏باورصاد به همراه طایفه خود به طرف فارسان کوچ کردند. بدین ترتیب سه تیره از هم جدا و تحت حمایت جعفر قلی ‎خان ‏هفت ‎‎لنگ قرار گرفتند. پس از اکتشاف نفت همزمان با تخت قاپو شدن عشایر، بواسطه ‎ی ایلخان هفت‏ لنگ طایفه باورصاد در چند محدوده‎ ی شهر مسجد‎ سلیمان شامل: دروازه، روستاهای چشمه ‏زالوک، زمان‏ آباد، نصیرآباد، باغ‏ عبده ‏شاه، باغ‏ چشمه‏ علی، چه درخت، برد‏سر‏غلیان، تنگه مو، سی‏ برنج و چهاربیشه اسکان یافتند. قلعه‌ کهیش نیز در غرب ترکدز محل استقرار طایفه کهیش مشخص گردید. همچنین طایفه حموله در جنوب‏ ترکدز، بتوند، بی ‎سیم گندمکار، بردنشانده، کوه آسماری و شلال‎ دشت ‎گل سکنی گزیدند. گستردگی محل استقرار طایفه حموله بواسطه نفوذ خسرو‎ خان‎ حموله بود که بعد از شفیع‎ خان‎ باورصاد رهبری تیره سهونی را بر عهده گرفت. بجز چند خانوار از طایفه باورصاد که در شمال خراسان رضوی باقی ماندند اکثر تش ‎های باورصاد در منطقه مسجد سلیمان استقرار یافتند که یکی از این تش ‎ها هلیلی می‎ باشد.‏﴾ تحقیق از: سیاوش صالحی ‎پور فرزند مرحوم رستم


طایفه باورصاد

باورصاد، طایفه‌ ای از شاخه ایل چهارلنگ بختیاری، از باب کیان ارثی و یکی از طوایف زیر مجموعه تیره سهونی می‌ باشد. جایگاه طایفه باورصاد در ایل چهارلنگ

وجه تسمیه
نام این طایفه از نظر نگارش باورصاد و گاهی نیز باورساد نوشته می‌ شود و واژه‌ای پهلوی بوده و به معنای محکم و استوار در ایمان و باور می‌ باشد. در واقع باورصاد به معنی کسی است که در ایمان و عقیده‌ ای که دارد محکم و پابرجاست. در لغت ‏نامه دهخدا هم کلمه‏ ی باورساد به معنای خوش باور و بی‌ غل‏و‏غش آمده است.

محل سکونت طایفه باورصاد
برخی از محل‌ های تمرکز آنها در گرمسیر: شامل نصیر آباد، باغ عبده شاه، باغ چشمه علی، دروازه، چه درخت، برد سرغلیان و تنگ مو، که در مسجدسلیمان و در استان خوزستان قرار دارند.
و محل سکونت ییلاقی، یا سردسیر آنها: علاوه بر شهرهای سامان و فارسان، روستاهای مرغملک، بارده، کرسونک، دره شونگی، آولیشون و ورعبدالله است که از مناطق بکر و حاصل‌ خیز می‌ باشند که در 60 کیلومتری غرب شهرکرد در استان چهارمحال و بختیاری واقع هستند. کرسونک توسط آمحمد ‏نصیر ‏باورصاد‏ سامانی که سمت کلانتر را داشت اداره می‌ شد.
تش های طایفه باورصاد
تش‌ های طایفه باورصاد
طایفه باورصاد به ده تش یا شاخه تقسیم می‌ شود.
تش‌ ها یا زیر مجموعه طایفه باورصاد، به قرار زیر است:
هلیلی
خواجه
تالیاوند
گنج علیوند
شنگی
ورمحمود
شامی
مترک
کورکور
کُرشهی


تش هلیلی

در زبان بختیاری به افراد بور هیل می‌ گویند و از آنجایی که اکثر این افراد موهایی بور و چشمانی رنگی دارند هَلیلی نامیده شدند.
اجداد هلیلی به این ترتیب است:
جد اول: بنگشتی
جد دوم: تَپل
جد سوم: دِویت
جد چهارم : شِکال
جد پنجم: سلیمان

هنوز از اجداد بالاتر از آن اطلاعی در دست نیست که اگر دیگر تش‌های باورصاد نیز به نگارش شجره نامه خود همت کنند این جمعیت بست و گسترش پیدا می‌ کند. هلیلی‌ ها از جد پنجم خود به نام سلیمان به سه اولاد بزرگ (به ترتیب سن برادران) تقسیم می شوند.
اولاد کریم
اولاد صالح
اولاد فتاح

تعداد کل جمعیت هلیلی‌‌ ها طبق سرشماری انجام شده برای کتاب شجره نامه، تا پایان سال 1400‏شمسی بالغ بر 1800 تن و در قالب 615 خانوار است که به همراه عروس و دامادهای غیر از این تش که وصلت داشته اند نیز می شود.
همچنین آمار سه اولاد اصلی هلیلی‏ به تفکیک می‏ شود:
اولاد کریم: 80 تن/ 26 خانوار _ اولاد صالح: 1250 تن/ 433 خانوار _ اولاد فتاح: 470 تن/ 156 خانوار.

زادگاه و محل سکونت تش هلیلی
جمعی از بزرگان طایفه باورصاد در سال 1309‏شمسی پس از اختلافی که با آمحمد نصیر خان و مرتضی‌ قلی‌ خان بختیاری بر ‌سر زمین‌ های کشاورزی‌ شان در ییلاق پیش آمد، این مناطق را ترک کرده و برای همیشه به مسجد سلیمان کوچ و در آنجا یکجانشین شدند. حدود هفت خانوار از هلیلی‌ ها‌ در سال 1310‏‏شمسی پس از یک سال چادر‌نشینی در زمین لیرگه، اراضی چه‌ درخت و دروازه را که در ورودی شهر مسجد سلیمان بود خریداری نمودند و مرتضی قلی خان آن اراضی را طبق لیستی از فامیل که کلی ‌‏فرهاد فرزند صالح ارائه داده بود برای آنها سهم بندی کرد. بدین‌ گونه ‌کلی‏ فرهاد با همت و درایتی که داشت دیگر عموزاده‌ ها و نزدیکان خود از جمله آقا‌حسین، مَندنی، فیضی و پسرانش، خانواده همسرش شامل کلی حسین، نازکه و مریم را که هر کدام در میناب، گرداگون ایذه، ترکدز کهیش و شوشتر سکنا داشتند به این محل دعوت کرد و سنگ بنای روستای دروازه یا همان چشمه زالُـوَک (zalovak) را در سال 1311‏شمسی بنا نهادند.
چشمه زالوک یا آب زالو به معنی چشمه‌ ای با زالو های کوچک است که استفاده درمانی نیز از این زالو های ریز قرمز رنگ می‌ کردند. کِلِی مخفف کربلایی است و کلی ‏فرهاد به اتفاق برادر زنش کلی‏ حسین ‏فرزند کرم‌ علی مفتخر به زیارت کربلا شدند؛ عملی که در آن زمان بدلیل نبود وسایل موتوری و ناامنی مسیر، بسیار سخت و طی چند ماه پیاده روی با مشقت فراوان انجام می‏ گرفت.


هر چند افراد فرهیخته، شاخص و تاثیر‏گذار هلیلی‏ ها کم نیستند اما پرداختن به آنها، تحقیقات جامعی می‏ طلبد که باید با همت و همکاری جدی فامیل مورد بررسی، تحقیق و نگارش قرار گیرد.

مرحوم حسن جان فرهادی
کدخدایی، یک بزرگی اکتسابی است. سرچشمه‏ ای از نیک منشی، عدل و انصاف، دلسوزی و فامیل دوستی و قدرت مدیریت. مجموعه این خصایص اعتماد و احترامی عمیق و متقابل را به وجود می ‏آورد. مرحوم مشهدی‏ حسن‏ جان فرهادی فرزند حسن‏ علی و بی ‏بی ‏شهربانو، متولد 1294شمسی. یکی از شاخص ‏ترین و بارزترین این افراد در طایفه باورصاد بود که سال های زیادی از عمر شریفش را بر این منصب گذراند و کاردانی و مردم داری ایشان سبب شد تا حتی در دیگر طوایف دور و نزدیک نیز صاحب عزت و جایگاه شود. اقدامات وی جهت عمران و آبادی روستا، گسترش زمین‏ های زراعی فامیلی و توجهات ویژه ایشان به مناسبات فامیلی و گردهمایی‏ هایی که اکثراً خود محفل‏دارش بود (زیرا از برترین شاهنامه خوانان محسوب می ‏شد) و همچنین رسیدگی پدرانه به ایتام فامیل از شاخصه‏ های ایشان بود. وی در سال 1359‏شمسی دارفانی را وداع گفت اما توانست از نامدارانی گردد که نام نیکش هنوز ورد زبان است.

مرحوم مشهدی‏ عیدی‏ محمد صالحی ‏پور باورصاد فرزند کلی‏ فرهاد و بی‏ بی ‏زینب، مشهور به ملا‏ عیدی‏ محمد ساکن روستای چشمه زالوک، از سرشناسان و معتمدین طایفه باورصاد و طوایف وابسته و روستاهای مجاور بود، او در سال 1273‏شمسی دیده به جهان گشود، در دوران کودکی در مکتب خانه‏ ای در منطقه باردمرحوم عیدی محمد صالحیپور باورصاده نزدیک به شهرکرد شروع به فراگیری علوم متداول آن دوره کرد و با هوش و استعداد سرشاری که داشت توانست از نام‏ آوران مناطق ییلاق نشین و قشلاق نشین طایفه باورصاد در خصوص علوم دینی و تفهیم شرعیات و احکام شود و به دلیل تقید و تدینش که زبانزد بود همیشه در مراسمات جاری نمودن صیغه عقد و اجرای مراسم تلقین و امثال اینگونه امورات مذهبی نقشی محوری داشته و مورد اعتماد و قبول همگان بود به نحوی که مردم به قرآن ملا‏ مش‏ عیدی قسم می‏ خوردند. ایشان علاوه بر تسلط بر شرعیات، حافظ سوره ‏های متعددی از قرآن مجید و اشعاری بسیار از بزرگان پارسی‏ گو خصوصاً فردوسی و نظامی گنجوی بود که همین امر بر خوش ‏مشربی ایشان زینت بخشیده بود و همگان مشتاق هم‌ صحبتی و ملاقات ایشان بودند و در همین ترددها اکثراً اختلافات فامیلی و قومی با نفوذ کلام ایشان حل و فصل می‏ شد و یا مسببات وصلت‏ ها مهیا می ‏شد. میراث گرانبهای ایشان برای هر آنکه وی را می‏ شناخت صراحت و صداقت کلام، اعتدال و صلح طلبی، مهربانی و همدردی، پاک دستی و دل پاکی بود. وی هنگام اذان ظهر تاسوعای حسینی سال 1351‏‌شمسی جان به جان آفرین تسلیم کرد و در قبرستان منطقه تلخاب مسجدسلیمان به خاک سپرده شد. البته این قبرستان فامیلی در سال 1364 به پارک تبدیل شد.


تش هلیلی همچون دیگر طوایف، نام آوران و غیور ‏مردانی را داشته که در جنگ هشت ساله دفاع مقدس ایران و عراق از خود رشادت‏ ها نشان داده‏ اند.

اسامی شهدای جاودان به شرح زیر است:
فریبرز صالح‏ پور باورصاد فرزند مرحوم علی‏ فتح - تاریخ شهادت 1361/1/2

جمشید صالحی‏ پور باورصاد فرزند مرحوم عوض‏ آقا - تاریخ شهادت 1361/4/26

فرامرز صالحی‏ پور باورصاد فرزند مرحوم میرزاحسن - تاریخ شهادت 1362/7/30

هوشنگ بهزادنیا فرزند مرحوم علی‏ داد - تاریخ شهادت 1363/12/23

اسامی آزادگانی که رنج اسارت در زندان‏ های مخوف بعثی را تحمل کردند:
جواد صالحی ‏پور فرزند مرحوم غلام‏ آقا
اردشیر صالحی ‏پور باورصاد فرزند ابراهیم
مسعود صالحی ‏پور باورصاد فرزند مرحوم امیرقلی
حسین ‏آقا صالح‏ خواه فرزند مرحوم حسن ‏آقا

این تحقیق برگرفته از کتاب "شجره نامه بختیاری طایفه باورصاد تش هلیلی"، نوشته اینجانب هوشنگ صالحی پور در اسفند ماه 1400شمسی می باشد.


منابع:
لغت نامه دهخدا
"تاریخ بختیاری" نوشته سردار اسعد بختیاری
حسین پور حموله، حجت "از بختیاری تا حموله"
"حکومتگران بختیاری" نوشته مهراب امیری 1385 صفحه 407 و 408
"بختیاری در جلوه‌ گاه فرهنگ" از آقای عبدالعلی خسروی(سال1384ص135)
عیدیوندی، حافظ. "مروری بر تاریخ ایران از سپیده دم تاریخ و نگرشی بر ایل بختیاری"
شهنی، داریوش. "نگرشی بر ایل بختیاری و طایفه شهنی". اهواز: انتشارات معتبر، ۱۳۸۵
کتاب "شجره نامه بختیاری طایفه باورصاد تش هلیلی" نوشته هوشنگ صالحی پور. تهران ۱۳۹۳

شفیع خان باورصاد

شفیع خان باورصاد

یکی از مهم‌ ترین سرداران و مشاوران لایق و کاردان محمد تقی‏ خان ایلخان بختیاری که همیشه همراه و ملازم وی بوده، محمد‏ شفیع‏ خان‏ چهارلنگ بختیاری معروف به شفیع‏ خان رئیس تیره سهونی بود. شفیع‏ خان منصب وزارت محمد‏تقی ‏خان را داشت و بیشترین افتخاراتش را رقم زد؛ مالیات طوایف را او جمع‌ آوری و به اختلافات طوایف بختیاری رسیدگی می‌ کرد. شفیع‏ خان در اکثر نبردهای محمد‏تقی‏ خان ماموریت‌ های مهمی را به عهده داشت و در قیام محمدتقی‏ خان نقش بسزایی ایفا کرد و تا آخرین لحظات در کنار ایلخان بختیاری بود و به او یاری می‏ رساند. وی همچنین داماد علی‏خان‏ کیانرسی پدر محمد‏تقی‏ خان بود. اولین اقدام محمدتقی‌ خان پس از تاجگذاری محمد پادشاه قاجار در سال 1213شمسی، مأمور کردن شفیع‌ خان به منظور تصرف راه‌ های فارس تا کاشان و ضبط مالیات دیوانی بود. هنگامی که محمد‏شاه قاجار(1186-1227ش) با نیت برقراری مجدد حاکمیت بر شهر هرات لشکرکشی کرد، علی‏رضا‏ پاشا والی بغداد به تحریک انگلیسی‌ ها از این فرصت استفاده کرد و به خرمشهر حمله و شهر را غارت کرد که این مسئله ایران و عثمانی را تا آستانه جنگ پیش برد. خرمشهر که مورد هجوم امپراتوری عثمانی قرار گرفت، نیرویی به فرماندهی ‏شفیع‌‏ خان و کاید اسماعیل مکوند، به کمک شیخ‏ ثامر کعبی حاکم وقت منطقه فرستاده شد که به پیروزی دست یافتند و ارتش عثمانی و اعراب هوادار عثمانی را از خرمشهر بیرون راندند.

### نتیجه‌گیری

محمد شفیع خان باورصاد شخصیت کلیدی در تاریخ بختیاری و درگیر در تحولات سیاسی و نظامی ایران در دوران قاجار بود. او با فعالیت‌های خود در زمینه‌های نظامی و مالی، نقشی بسزایی در تاریخ بختیاری ایفا کرد و تأثیر عمیقی بر تحولات آن زمان گذاشت.

منابع: *نبردهای بزرگ نادرشاه ص70 نویسنده: سرلشکر غلامحسین مقتدر/ *سفرنامه لرستان و خوزستان، کلمنت اوگاستس دوبد، ج۱، ص۳۲۱، ترجمه محمدحسین آریا، تهران ۱۳۷۱‏ش/ *بختیاری در جلوه‎ گاه فرهنگ، نویسنده: عبدالعلی خسروی/ *حکومتگران بختیاری، نویسنده: مهراب امیری، ص 407 و 408، سال 1385ش/ * تاریخ پانصد ساله خوزستان، احمد کسروی، ج۱، ص۱۶۷، تهران ۱۳۶۲‏ش.

برگرفته از کتاب شجره نامه بختیاری طایفه باورصاد تش هلیلی، نوشته هوشنگ صالحی پور. تهران ۱۳۹۳

چاپ دوم شجره نامه

چاپ دوم شجره نامه فامیلی (تش هلیلی) پس از یک سال تلاش برای بروز رسانی اسامی فرزندان جدید و دریافت عکس های بیشتر، از اول دی ماه 1401 به مدت شش ماه تا پایان فصل بهار 1402 آماده توزیع گردید. قابل ذکر است که پس از تاریخ قید شده دیگر شجره نامه چاپ و یا بروز رسانی نخواهد شد.

پوستر شجره نامه نسخه دوم

همبستگی بختیاری

همبستگی بختیاری

کاش می شد عزیزان بختیاری از دو شاخه کردن بختیاری به ۴لنگ و ۷لنگ پرهیز می کردند. بیائید از دو سنگر کردن یکدیگر بجد بپرهیزیم همین ۴لنگ و ۷لنگ کردن ها جلوی پیشرفت و توسعه سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و حقوقی ما را گرفته. تاریخ بختیاری را مطالعه کنید چقدر برادر کشی شد بخاطر واژه های بیهوده و غلط، عزیزان لباسمان یکی است زبانمان یکی است رنگ چادر صحرایمان یکی است، کلاه نمدی ما یک رنگ است. هویت و سخاوت ما یکی است پس این دو شاخه کردن به ۴ لنگ و ۷ لنگ بهر چیست؟ اتحاد و همبستگی و انسجام سبب می شود که یک درخت تنومند شویم و از دو جناح بجد بپرهیزیم حتی اجازه ندهید به خوانندگان بختیاری مدام ۴لنگ و 7لنگ کنند. همین تفرقه انگلیسی نگذاشت به رشد سیاسی و اقتصادی و حقوقی برسیم. در کجا سراغ دارید یک قوم بزرگ را دو شاخه کرده باشند. الان برادران ترک مگر چهارلنگ و هفت لنگ دارند؟ مگر اقوام دیگر ایرانی مثل کردهای عزیز ۴لنگ و ۷هفت لنگ دارند؟ تمام کردهای دنیا از یک زبان و یک لباس استفاده می کنند و از یکدیگر حمایت جدی می کنند. متاسفانه ما بختیاری ها لباسمان یکی ست، سخاوت و صداقتمان یکی ست، زبانمان یکی ست، ولی متاسفانه دشمنان ما را به دو شاخه مقابل تقسیم کردند. وحدت و همبستگی و انسجام، شعار هر بختیاری ست. بگویید بختیاری یکی ست و ۴ و ۷ ندارد. در هیچ کجای دنیا ما برای بزرگانمان نتوانستیم یک روز از سال را برای گرامیداشت بزرگان ایل بختیاری برگزار کنیم. تهران در زمان مشروطیت بدست بختیاری فتح شد همین ۴لنگ و ۷لنگ نگذاشت به قدرت سیاسی و اقتصادی برسیم و قدرت سیاسی بنام دیگران تمام شد. الان آنها برای گرامیداشت بزرگانشان میلیاردها خرج می کنند ولی ما هنوز در شعار ۴ و ۷ گرفتاریم. بیائید خطیبان شجاع و هنرمندان شجاع و اهل قلم شجاع و خردمندان شجاع را پشتیبانی و حمایت کنیم، از اسیری و گرفتاری همزبان و هم کیش خودت شاد و خوشحال نباش، از همه گویل و ددویل بختیاری عذرخواهی می کنم.

ستارهلیلی موگویی جامعه شناس- 1398 شمسی

پوستر شجره نامه فامیلی تش هلیلی از طایفه باورصاد

این پوستر آ4 شجره نامه فامیلی روستای چشمه زالووک مسجدسلیمان تا هشت نسل از اجدادمان به همراه همسران را فقط جهت آشنایی با بزرگان فامیل به نمایش می گذارد. ضمنا کتاب شجره نامه بیش از صد صفحه همراه با عکسهای متنوع تمام رنگی با اسامی کامل فامیل در حال چاپ دوم است.

شجره-نامه-هلیلی-باورصاد

علم انساب

علم انساب

افتخار به نیاكان و پیشینیان و سعی در حفظ هر آن‌ چه كه ما را به نوعی مرتبط با گذشته خانوادگی‌ مان می‌كند، یك حس طبیعی و مؤثر در شناسایی و حفظ فرهنگ و هویت قومی است. در واقع هویت امروزی ما بر اساس كمك و معاونت اجدادمان و بر اساس داشته‌های به ارث رسیده از آن ‌ها طی قرون متمادی، شكل گرفته است و بر همین اساس هر خانواده تاریخ مربوط به خودش را دارد.

علم انساب و شجره‌نامه ‌شناسی یكی از شاخه‌های تاریخ ‌نگاری محلی می‌باشد كه از گذشته دور در كشور ما وجود داشته و علما و دانشمندان زیادی از طریق روش‌های خاص خود سعی نموده‌اند كه تاریخچه و شرح حال خاندان‌های مختلف را شناسایی و به رشته‌ی تحریر در آورند. این رشته بعدها تحول زیادی یافت و به شاخه‌های متعددی مانند علم انساب كه در بر‌دارنده‌ی نسب قبایل و سلسله‌های محلی است_ علم حدیث كه در بر‌گیرنده‌ی زندگی‌نامه محدثان است_ مزارات كه در خصوص مدفن بزرگان است_ تذكره‌ها و... تقسیم گشت كه از موضوع بحث ما خارج است.

امروزه بر خلاف گذشته كه فقط شجره‌نامه خاندان‌های مشهور و ثروتمند مورد علاقه بود، برخی از مورخین علاقه‌مند به محلی‌نگاری در پی روش‌هایی هستند كه از طریق آن بتوان اطلاعات مربوط به خانواده‌های مختلف را جمع‌آوری كرده و در یك آرشیو اختصاصی نگه‌داری نمایند. شكی نیست كه چنین آرشیو‌هایی برای بررسی ریشه‌های فرهنگی یك جامعه و كالبد شكافی برخی از عادات اجتماعی اقوام به یک میزان دارای اهمیت بوده و مورخین را به نتایج جالب توجهی می‌رساند. نمونه چنین كاری از سال‌ها قبل در برخی از كشورهای اروپایی شروع شده است. آن‌ها مراكزی را تحت عنوان (F.R.C Family records center) تشكیل داده و همه‌ی خانواده‌ها را تشویق به نگه‌داری اسناد خانوادگی خود در این مراكز می‌كنند.

جمع آوری اطلاعات برای شجره ‫نامه نویسی

آن ‌چه كه اینجانب در این نوشتار كوتاه به دنبال آن هستم بیان فهرست‌وار برخی روش‌های مفید در جمع‌آوری اطلاعات، به ‌منظور شجره‌نامه ‌شناسی است. قبل از پرداختن به روش‌ها ناگزیر از بیان دو ضرورت اساسی در این راه هستم. یكی صبر و استقامت و پشتكاری‌ست كه پویندگان این راه و محققان می‌بایست واجد آن باشند و ضرورت دوم كه به ‌نظر نگارنده بسیار مهم و اساسی است، همانا تولید احساسی مشابه احساس تحقیق شوندگان است. به ‌مفهوم دیگر ممكن است كه در طول تحقیق و جست ‌و جو به مواردی از رفتار و عادات گذشتگانمان برخورد كنیم كه ما را شوكه كرده و به ‌تعجب وادارد. به ‌همین لحاظ می‌بایست این توانایی و حس را در وجودمان ایجاد كنیم كه تا حد ممكن خود را، هم عصر نیاكانمان فرض كرده و سعی كنیم مقتضیات زمان و مكانی كه اجدادمان را به چنین عملكردهایی واداشته است درك كنیم.

  • اولین قدم جمع‌آوری اطلاعات از طریق مصاحبه است كه از آن به‌ عنوان تاریخ شفاهی (Oral History) یاد می‌كنند. به ‌این منظور می‌بایست با بزرگان خانواده در مورد گذشتگان و نیاكانمان مصاحبه كرده و طی این گفتگو، حتماً آن‌ را ضبط و ثبت ‌كنید و سعی نمایید كه همه‌ی اطلاعات ممكن را از طریق گفت ‌وگو با آن‌ها به ‌دست آورید‌. از هیچ نكته‌ای نباید چشم ‌پوشی كرده و همواره این مسأله را در نظر داشته باشید كه طی این مرحله به تفسیر و یا گزینش مطالب نپردازید و سعی كنید تا حد ممكن كلیه‌ی اظهار نظرها را جمع‌آوری كرده تا در مراحل بعد به كمك اسناد و مدارك راهنما و روش‌های علمی آن‌ها را پالایش كنید.
  • سپس سعی نمایید كلیه‌ی القاب و عناوین و هر آن‌ چه را كه به نوعی تداعی كننده‌ی شاخصه‌های خاندان شما هستند، جمع‌آوری كنید. توجه نمایید كه این القاب و عناوین مبین دلایل محبوبیت، موفقیت، كام‌یابی و یا ناكامی خانواده‌ی شما هستند. اگر در این راه به القاب یا اسامی غیر معمول برخورد كردید آن‌ها را كم اهمیت در نظر نگرفته و در صدد حذف آن‌ها نباشید. به یاد داشته باشید كه اكثر پدر بزرگ‌ها و مادر بزرگ‌های ما تا همین اواخر بی‌سواد بودند و شاید حیرت ما از برخورد با این عناوین غیر معمول ناشی از این دلیل باشد.
  • در مرحله‌ی بعد كلیه‌ی افسانه‫های قدیمی و داستان‌ها و اشعار محلی را كه مربوط به خانواده‌ی شما می‌شود جمع‌آوری كنید. شاید بپرسید كه ارزش این مجموعه در یك كار علمی تا چه حد است؟ باید گفت كه اكثر داستان‌ها و افسانه‌ها و حتی اشعار و دوبیتی‌های محلی بر اساس حوادث واقعی كه زمانی اتفاق افتاده است شكل گرفته‌اند و تنها گذر زمان و قوه‌ی تخیل اجدادمان بوده كه آن‌ها را تزیین كرده و پیرایه بسته است. البته ذكر این نكته كوتاه ضروری است كه در ادامه‌ی راه می‌بایست این داستان‌ها به كمك دیگر اسناد پالایش گردد.
  • آلبوم‌های خانوادگی یكی دیگر از مهم‌ترین منابعی است كه كمك فراوانی در روشن شدن تاریخ خانواده و شناسایی اجدادمان می‌كند. هر چند صنعت عكاسی از دوران ناصرالدین شاه وارد ایران شد ولی برخی از خانواده‌های مشهور از نقاشان زمان خود برای ترسیم تصاویرشان كمك می‌گرفتند و به ‌همین لحاظ شاید بتوان مجموعه‌ای از عكس‌های خانوادگی تشكیل داد.
  • اگر در خانواده، كتب قدیمی به ‌خصوص كتب دینی مقدس مانند قرآن دارید، آن‌ها را نگه‌داری و بررسی كنید. از قدیم در خانواده‌های ایرانی مرسوم بوده كه اطلاعات مربوط به ‌خانواده را در داخل جلد قرآن یادداشت می‌كردند. برخی از مهم‌ترین اطلاعاتی كه از این طریق می‌توانید به ‌دست آورید شامل تاریخ ولادت و مرگ اشخاص، قسم‌نامه‌ها و امان‌نامه‌ها، عهدنامه‌های خصوصی، وقف‌نامه‌ها، نذورات و... می‌باشد. مشاهده می‌فرمایید كه چه اطلاعات ذی‌قیمتی را از این طریق می‌توانید به ‌دست آورید.
  • حتماً قسمتی از برنامه‌ی شما این باشد كه سری به گورستان بزنید تا هم فاتحه‌ای نثار روح گذشتگانتان كرده و هم اطلاعاتی از آنجا جمع‌آوری كنید. به ‌خصوص اگر خانواده شما در نقطه‌ی خاصی مانند امام‌زاده یا زیارتگاهی که دارای مقبره خصوصی باشند. گاهی اطلاعات درج شده بر روی سنگ قبرها می‌توانند بسیار كارگشا باشند و از آن‌ها می‌توان به ‌مانند سندی برای تاریخ تولد و مرگ، نام پدر و مادر و اجداد، علت مرگ و... استفاده نمود.
  • به ‌عنوان آخرین و مهم‌ترین توصیه هر آنچه را كه فكر می‌كنید به نوعی با تاریخ اجداد شما در ارتباط باشد حفظ كنید این اسناد ممكن است شامل مواردی چون تكه‌های روزنامه، آگهی‌های تبریك و تسلیت، مدارك تحصیلی، قباله‌های ازدواج و اسناد خرید و فروش، خاطرات و وقایع نگاشت‌ها، برات‌ها و حواله‌ جات، القاب و علائم نظامی، اسناد انجمن‌های قدیمی، دوبیتی‌ها و اشعار محلی دست ‌نویس، اشیا و ابزاری مانند شمشیر و خنجر كه بر روی آن‌ها تاریخ و یا نوشته‌ای حك شده است و.... باشد.

روش‌های جمع‌‌‌‌‌‌‌آوری اطلاعات به ‌صورت فهرست‌وار

برای جمع‌آوری اطلاعات خانوادگی از روش‌های خاصی كه در زیر عنوان می‌گردد استفاده نمائید:

- مصاحبه با بزرگان خانواده و ضبط و ثبت آن.

- جمع‌آوری القاب و عناوین و شاخصه‌هایی كه خانواده به آن معروف است.

- جمع‌آوری افسانه‌ها و اشعار محلی.

- گردآوری كلیه‌‌ عكس‌های افراد خانواده در یك آلبوم و تهیه‌ فایل کامپیوتری از آن‌ها.

- گردآوری نسخ قدیمی و خطی موجود به ‌خصوص كتب مقدس و مذهبی.

- بررسی مطالب روی سنگ قبرها و مزارهای خانوادگی.

- جمع‌آوری كلیه‌ی اسناد خانوادگی و اشیایی كه به نوعی ما را به اجدادمان مربوط می‌سازد.

تحقیق از هوشنگ صالحی پور. اسفند 1388

تاریخ بختیاری

تاریخ بختیاری

بختیاری نام یکی از اقوام بزرگ ایران، معروف به لرِ بزرگ است که در زاگرس میانی سکونت دارند. نخستین کسی که تلاش در مستند کردن تاریخ بختیاری‏ها کرد و در مورد آنان کتاب نوشت سردار اسعد بختیاری* بود که در کتاب تاریخ بختیاری به شمه ‏ای از گذشته بختیاری‏ها و سایر لرها اشاره کرده است. از نظریاتی که در باره‏ ی نام بختیاری وجود دارد این است که بختیاری‏ها همان باختری‏ها یا ساکنان زاگرسِ باختری هستند.

تبار بختیاری یکی از نژادهای ماندگار در پهنه ‏ی ایران زمین بوده است. با ورود آریایی‏ها به این منطقه، آریایی‏ ها تبدیل به قوم غالبی شدند که فرهنگ و زبان خود را غالب کرده و رواج دادند. محکم‏ترین دلیل‏ «گویش‏» بختیاری‏هاست که امتداد زبان پهلوی رایج در بین پارسیان قبل از اسلام است. با این حال سه نظریه متفاوت برای سرمنشاء بختیاری‏ها وجود دارد که به یک مورد که دلایل استوار‏تری دارد اشاره می‏گردد یعنی نظریه پارسی بودن ایل بختیاری با دلایل زیر:

  • زبان بختیاری پارسی میانه است و کم‏تر می‏توان واژه ‏ای بیگانه از زبان‏های دیگر به خصوص عربی در آن مشاهده کرد.
  • چوقا لباس مردان بختیاری است که دارای خطوط سفید و سیاه می‏باشد. خطوط سفید به بالا و خطوط سیاه به پایین می ‏آیند و این نشانه‏ ی برتری سپنتا مینو (دشمنِ اهریمن) بر انگره مینو (اهریمن) است.
  • لباس زنان هم که شامل شلوار قری، مینا و لچک است که با بسیاری از اقوام اصیل ایرانی مشترک است. این لباس اصلی‏ ترین لباس زنان دوران‏ هخامنشی، سلوکیان، اشکانیان و ساسانیان بوده است.
  • موسیقی آنان به زمان ساسانیان بر می‏گردد و شامل سُرنا و کَرنا و دُهل است. طایفه ی توشمال سرپرستی موسیقی را در ایل بختیاری بر عهده دارند و در مجالس عروسی هنرمندی خود را به معرض نمایش می‏ گذارند.
  • اصیل‏ ترین افراد بختیاری موهایی بور و حداقل قهوه ‏ای و چشمانی رنگی دارند. قدِ بلند، چشمانی درشت، ابروانی پرپشت، بدنی ورزیده هم یکی از صفات ظاهری آنان است. پژوهشگران می‏گویند خواستگاه بختیاری‏‏‏ها پارسوماش(دارنده ذات پارسا) یا مسجدسلیمان امروزی بوده چرا که بسیاری از شواهد تاریخی در این منطقه یا آنشان بوده است و نسب اینان به قوم پاسارگاد می‏ رسد. آنان این ادعا را با کتیبه‏ ی کوروش اثبات می‏ کنند که می‏گوید: "من کوروش هستم، شاه هخامنشی، مردی از آنشان".

امروزه می ‏دانیم که هر قومی از یک نژاد واحد نبوده ‏و از نژادهای مختلفی هستند که در زمان‏های متفاوت در آن منطقه زندگی کرده‏ اند و بازمانده خودشان یا فرهنگشان یا ویژگی‏ ژنیتیکی آنها در اقوام امروزه کاملاً آشکار است. البته بدون شک اکثر قوم لر در اصل میراث‏ دار پارس‏ ها هستند اما در اینکه عیلامی‏ ها، کاسی‏ ها یا دیگر اقوامی که در دوران مختلف تاریخی به طور عمده در این حوزه جغرافیایی زندگی کرده ‏اند و تاثیر گذار بر آریایی‏ ها به عنوان نیاکان اصلی قوم لر بوده ‏اند جای هیچ شکی وجود ندارد.

خاک بختیاری

وسعت سرزمین بختیاری نزدیک به 40000 کیلومتر مربع می‏رسد و شامل زاگرس مرکزی و دامنه‏ های آن می‏شود که به کوه‏ های بختیاری معروف است. این سرزمین شامل بخش‏های وسیعی از شمال و شمال‏ شرق استان خوزستان (شهرستان‏های ایذه، باغملک، مسجدسلیمان و بخش سردشت دزفول)، استان چهارمحال و بختیاری (شهرستان‏های اردل، لردگان، فارسان، کوهرنگ و بخش گندمان شهرستان بروجن)، قسمت‏ های غربی استان اصفهان (شهرستان‏ های فریدون شهر، بخشی از چادگان، فریدن) و نیز شرق استان لرستان (شهرستان الیگودرز و بخش‏ هایی از ازنا و درود) می‏ شود. البته در چند سده‏ ی اخیر گروه‏ هایی از بختیاری‏ ها به استان‏ های خراسان، فارس، تهران و قم کوچانده یا مهاجرت نموده ‏اند و در سه دهه ‏ی اخیر نیز علاوه بر جمعیت شهرنشین در محدوده‏ی بختیاری، بخش قابل توجهی از جمعیت شهرهای اهواز، آبادان، شوشتر، دزفول، هفتگل، رامهرمز، ماهشهر، امیدیه، بهبهان، شهرکرد، بروجن، فرخ‏شهر، اصفهان، فـلاورجان، فـولادشهر، زرین شهـر، شـاهین شهـر، نجف آباد، ویلاشهر، مبارکه، بهارستان و شهرک‏ های اطراف اصفهان را بختیاری‏ ها تشکیل می ‏دهند. تا اوایل حکومت رضاشاه پهلوی، حدود خاک بختیاری پیوسته بود اما به سیاست انگلیس و به جهت تسلط بر بختیاری اکثر منازل آنان را بین این چهار استان ادغام کردند و مرکزیت آن را به استان چهارمحال و بختیاری دادند.

چهارلنگ‌ها نیز در جنوب‏‌شرقی استان لرستان، شمال ‏غربی استان چهار‏محال و بختیاری و شمال‏ شرقی استان خوزستان زندگی می‌کردند. آنها ییلاق را در استان چهارمحال و بختیاری، قسمت‏ هایی از شهر‏های اردل و کوهرنگ سپری می‌کردند. قشلاق آنها نیز شمال ‏‌شرقی استان خوزستان، قسمت‏هایی از شهر‏های رامهرمز، باغ‌ ملک، هفتکل، مسجدسلیمان، شوشتر و دزفول بود.

طوایف و تیره‏ های بختیاری

با توجه به نمودار سازمانی، ایل بختیاری به دو شاخه اصلی چهار‏ لَنگ و هفت‏ لَنگ تقسیم می‌شود. هر چند که این دو شاخه از نظر فرهنگی تفاوت چندانی ندارند، اما جدایی محل سکونت و مسیر کوچ، باعث ایجاد تفاوت‌هایی نه چندان زیاد در نحوه گویش و لهجه این دو شده ‌است. چهارلنگ‌ها نیز همچون همتای خود هفت‌لنگ‌ها به چند کنفدراسیون ایلی تحت عنوان باب تشکیل می‌شوند که البته هیچگونه اشتراک فامیلی با یکدیگر ندارند. پیشینه این تقسیمات به اواخر قرن پانزدهم میلادی باز می‌گردد و به ‌عنوان نمودار اجتماعی ایل بختیاری شناخته می‌شود. این تقسیم بندی یکی از دقیق‏ترین و ناب‏ترین تقسیم بندی‏ها در بین اقوام ایران و جهان می ‏باشد و اکثر قوم شناسان بر این باورند که در نوع خود بی‏ نظیر است. این تقسیم بندی توسط خود بختیاری‏ ها برای دست‏یابی بهتر مردم به یک دیگر انجام شد و اصولاً چند روستای نزدیک به هم را با هم جمع می‏ بستند و یک نام بر روی آن‏ها می‏ گذاشتند. به طایفه ‏های هم جوار که در یک منطقه زندگی می‏ کنند یک باب گویند. البته بحث باب‏ها زیاد رواج ندارد اما مهم طایفه ‏های هر باب است که هر کدام از آنها نیز زیر مجموعه دارند مثلاً باب کیانرسی از ۲۶ طایفه تشکیل می‌شود که بواسطه تجمیع همین طوایف، باب مقتدر و قدرتمندی در بختیاری شناخته می‏ شود.

چهار لنگ‌ ها از پنج باب تشکیل می‌شوند که عبارتند از: کیانرسی، ذلکی، محمودصالح، مَی‏وند، موگویی.

هفت‏ لنگ‏ ها نیز شامل چهار باب هستند: بابادی، بهداروند، دورکی و دیناری.

طايفه‌ باورصاد در زیر مجموعه‌ی تیره سهونی از باب کیانرسی و ایل بختیاری است.

تقسیمات درون سازمانی بختیاری به ‌ترتیب به ‌این صورت است: ایل‏ ـ شاخه ـ باب‏ ـ تیره ـ طایفه‏ ـ تش‏ ـ اولاد‏ ـ خانوار ـ کُروبَو‏ (یا کُردا).

از نظر استقرار، کوچک‏ترین قرارگاه مال است که می‏تواند از چند بهون‏(سیاه چادر) یا چند خانه روستایی تشکیل شود. افراد یک مال معمولاً اقوام بسیار نزدیک هستند که غالباً اعضای یک اولاد، تیره یا طایفه می‏ باشند.

*علی‌قلی‌خان سردار اسعد (زادهی ۱۲۳۶ در منطقه بختیاری درگذشتهی ۲ آبان ۱۲۹۶ تهران) معروف به سردار اسعد بختیاری از رجال سیاسی دوره قاجار و از رؤسای ایل بختیاری بود.

برگرفته از کتاب شجره نامه بختیاری طایفه باورصاد تش هلیلی، نوشته هوشنگ صالحی پور- تهران ۱۳۹۳

مسجد‌سلیمان

مسجدسلیمان

شهرستان مسجد‌سلیمان در شمال شرقی استان خوزستان واقع شده است. مساحت اين شهرستان 7000 كيلومتر مربع و ارتفاع آن از سطح دريا 200 تا 350 متر است. اين منطقه ادامه كوه‌ های بختياري است كه شيب زمين‌های آن به سوي جلگه‌ی خوزستان كشيده شده است.

آب و هوای مسجد‌سليمان، بهاری زودرس اما سرسبز و پر طراوت كه از اوایل اسفند ماه آغاز می گردد و در اوايل ارديبهشت ماه هوای مطبوع بهاری به‌ تدريج جاي خود را به گرما مي‌ دهد و درجه‌ی حرارت آن در تابستان به بالای 50 درجه می‌ رسد. مهم‌ ترین کوه‌ های مسجدسلیمان عبارتند از: دِلا‌، تاراز، مُنار، کی‌نو، اُدِیو، لندر و سِترون. همچنین رودهای کارون، تمبی و شور در آن جریان دارد.

این خطه در زمان کیانیان، عیلامی‌ ها، مادها، پارس‌ ها، سلوکیان، اشکانیان و ساسانیان دارای اهمیت فراوانی بوده و در زمان پیشدادیان به هنگام حکومت کیومرث، طهمورث، هوشنگ، جمشید و سایر پادشاهان پیشدادی مدتی مرکز حکمفرمایی و پایتخت بوده است. مسجدسليمان زادگاه چيش‏پش پارسي و کوروش بزرگ نیز بوده است. این شهر در قرن هشتم قبل از میلاد جزء سرزمین عیلام بوده و در آن عصر آساک نام داشت و در دوران پارس‌ ها پارسوماش(دارنده ذات برتر) و در قرون وسطی تُلغُر و تا آغاز فعالیت‌ های اکتشافی صنعت نفت جهانگیری خوانده می‌ شد. با حفر نخستین چاه نفت خاورمیانه به میدان نفتون معروف گردید و پس از آن در سال 1303 شمسی با تصویب لایحه‌ ای در مجلس به مسجد‌سلیمان تغییر نام یافت. انگلیسی‌ ها به این شهر M.I.S می‌ گفتند. در نام‌ گذاری مسجد‌سلیمان داستان‌ ها گفته و افسانه‌ ها آورده‌ اند که شاید از لحاظ تاریخی هیچ‌ کدام راهی به حقیقت نداشته باشند. آتشکده‌ ای از دوران باستان در یکی از ارتفاعات ويژه این شهر به نام سرمسجد باقی‌ مانده که نام شهرستان از آن گرفته شده است. بنا به گفته یاقوت حَمَوی، جغرافی‌ دان و تاریخ‌ نویس یونانی‌ تبار قرن ششم و هفتم قمری در آنجا آتشکده‌ ای قدیمی موجود است که تا روزگار هارون ‌الرشید روشن بوده است. سنگ‌ هایی سترگ در بنای آن بکار رفته که سنگینی برخی از این تخته ‌سنگ‌ های عظیم به ‌قدری است که حتی بیست مرد قدرتمند نیز قادر به حرکت دادن آن نیستند. چون ساکنین این حدود، بکار بردن این ‌گونه مصالح ساختمانی را از قدرت بشری خارج دانسته‌ اند ساختن آن را به دیوها نسبت داده‌ اند و چنین گفته‌ اند که حضرت سلیمان وقتی بر قالیچه‌ ی پرنده معروف خود می‌ نشست به ‌هنگام نماز هر جایی که می‌ رسید فرود می‌ آمد. بدین منظور دیوان مسجدی برای حضرت بنا ‌کردند تا هر وقت از این محل گذر کرد در آن نماز بگذارد و اثر مزبور یکی از مساجدی است که آن را مسجدِ ‌سلیمان می‌ نامند. اطراف این آتشگاه دارای پلکان‌ هایی است که بزرگ‌ ترین آن‌ ها 23 ردیفی می‌ باشد که در شرق صفه قرار دارد و به دشت متصل می‌ گردد. سرمسجد یک آتشگاه جاویدان متعلق به قرن هفتم قبل از میلاد است و یکی از مراکز تجمع زرتشتیان یکتاپرست برای عبادت خدای یکتا بوده است و علت انتخاب این محل از این نظر بوده که بر اثر گازی که از زمین بالا می‏ آمد و متصاعد می‏ شد، آنرا ساختند تا نیاکان ما آتش جاوید بر پا دارند. یکی دیگر از 12 آثار باستانی ثبت شده در این شهر، تپه کلگِ زری‏(کلگه زرین) است. این تپه باستانی در جنوب شهر مسجدسلیمان در منطقه کلگه، بالاتر از بیمارستان شرکت نفت قرار دارد و مربوط به هزاره‏ سوم قبل از میلاد است. آثار کنده کاری شده از انقلاب حضرت ابراهیم بر روی صخره‏ ای در کلگه زرین‏(کاوش در سال 1355ش) بیانگر پذیرش این انقلاب پسندیده و خدایی از سوی مردم آن زمان بوده و تاثیر آن بر کار هنرمندان متعهد آن دوره آشکار می ‏گردد. از عوامل ایجاد و گسترش شهر مسجد‌سلیمان اکتشاف نفت در این منطقه است. اولین چاه نفت خاورمیانه در این شهر در محله‌ ای بنام نمره‌ یک، پس از یک سال حفاری در 5‏ خرداد ماه سال ۱۲۸۷ شمسی‏(1908م) توسط مردان شجاع و غیوری از طایفه باورصاد و شهنی به مدیریت انگلیسی‏ ها به نفت رسید. بدین ترتیب نخستین شهر صنعتی ایران بوجود آمد که عروس شهرهای ایران نام گرفت. این چاه ۳۶۰ متر عمق داشت که از آن روزانه ۳۶۰۰۰ لیتر‏(معادل ۸۰۰۰ گالن) نفت استخراج می‌ شد که بعداً توسط خط آهن از محله ریل ‏وی بشکه ‏های نفت را با قطار حمل و از کنار روستای در‏خزینه در حدود 50 کیلومتری مسجدسلیمان روی شناور دوبه یا بارج‏ هایی که در رودخانه بندقیر مستقر بودند بارگیری کرده و سپس از طریق رودخانه کارون تا بندر آبادان عبور داده و توسط کشتی‏ های انگلیسی در لنگرگاه به مقصد کشور انگلستان منتقل می ‏شد. طایفه باورصاد برای سالیان متمادی از عمده مالکان مسجدسلیمان بوده ‏اند.

برگرفته از کتاب شجره نامه بختیاری طایفه باورصاد تش هلیلی، نوشته هوشنگ صالحی پور. تهران ۱۳۹۳

دست نوشته ای از مرحوم محمد خلیلی، برای فیلم داستانی ام بنام محک

هوالمصور

الم، احسب الناس ان‌یترکوا ان‌یقولوا آمنا و هم لایفتنون؛ پس آیا مردم گمان می‌برند که به‌صرف این‌که بگویند ایمان آورده‌اند پذیرفته‌ایم و ایشان را به فتنه(امتحان) نمی‌آزماییم.*

امتحانی که در بالا ذکر شد وابسته به شرایط زمانی، مکانی، اقلیمی، قومیتی و ... تفاوت می‌کند بر برخی چون حضرت ایوب7 به دلیل شأن پیامبری وی بسیار سخت و توان‌فرسا گرفته می‌شود و مردم عادی به‌اندازه‌ی همان کششی که دارند مورد آزمایش قرار می‌گیرند. نزد حضرت حق‌جل‌ واعلا که میزان صحت و سقم دعاوی هر کس روشن است این عیارگذاری و محک‌سنجی برای خود فرد و احیاناً پیرامون اوست که انجام می‌شود. حضرت مولانا; می‌فرماید.

زرّ ِ قلب و زرّ نیکو در عیار بی‌محک هرگز ندانی زاعتبار هرکه را در جان خدا بنهد محک مر یقین را باز داند او ز شک

کار پاکان را قیاس از خود مگیر گرچه مانَد در نبشتن شیر و شیر آن یکی شیر است اندر بادیه وان دگر شیر است اندر بادیه**

محک سنجش برای تشخیص سره از ناسره نیز وابسته به کالای مورد سنجش متفاوت است. عیار سنجی انسان‌ها بسته به این که جوهر وجودی هر فرد حاوی کدامین گوهر ارزشمند و یا احیاناً کالای بی‌ارزشی باشد ‌سنگ محک مختلفی را طلب می‌کند. بزرگان ما گفته‌اند امتحان الهی لامحله شدنی‌ست و در عدم انجام آزمایش الهی دعا نکنید نهایت آن که از خداوند متعال بخواهید در امتحانش سربلند در آیید.

این جامعه‌ی امروز ما که در آن تقریباً همه چیز به‌هم ریخته است؛ لازم است هر از گاهی تلنگری دریافت کند و برخی اخلاق‌های کریمه گوش‌زد شود. رزق حلال، قناعت به آن‌چه که داریم، و نگه‌داریِ خود از لغزش‌های متعددی که همه روزه در کمینگاهِ نیرنگ بر ما نشسته‌اند، از این جمله هستند. این فیلم(محک) نیم نگاهی به آن اخلاق‌های کریمه دارد. باشد که از آزمون‌های الهی سرافراز در بیاییم.

اضحی̍‌یِ 1390 حاج محمد خلیلی

_____________________________________

*) قرآن کریم، سوره‌ی مبارکه‌ی عنکبوت، آیات اول و دوم.

**) مثنوی معنوی، دفتر اول، حکایت طوطی و بقال.

رونمایی عکسهای بهمن علاالدین

رونمایی از عکسهای مرحوم بهمن علاءالدین پس از پانزده سال که توسط بنده گرفته شد. ایشون در اینجا ترانه دنگ و فنگ و نیز بهیگ که به معنی عروس است برامون خواندن یادش بخیر و روحش متعالی

وی از نوادر موسیقی بومی عصر حاضر، شاعر، خواننده‌، نوازنده و آهنگ‌ساز شهیر ایل بختیاری هستند که متولد بیستم مهرماه 1319 در شهر مسجدسلیمان و در صبحگاه روز جمعه دوازدهم آبانماه 1385 در سن 66 سالگی جان به جان آفرین تسلیم کرد. آلبوم‫های بی نظیر علاء‫الدین جزء ‫میراث معنوی بختیاری محسوب می‫شوند و برگرفته از آیین، اسطوره، نماد، تمثیل‫، و جزء مناسک و هنرهای آئینی تحسین برانگیز می‫باشند.

با ماسک بخندید smile even with mask

پیشگیری و درمان ویروس کرونا با نخود

پیشگیری ویروس کرونا با نخود
برای پیشگیری از بیماری کوید-۱۹ نخود آب پز بخورید. نخود گیاهی است که خواص فراوانی دارد و تقویت کننده سیستم ایمنی بدن و پیشگیری کننده از ابتلا به بیماری‌های عفونی و ویروس است و در پاکسازی انواع سموم و باکتری های بد مفید است. به عبارت دیگر سلولهای سرطانی در بدن تکثیر و گسترش نخواهند یافت. برای درمان هر روز میتوان نیم پیمانه نخود پخته همراه با پیاز، ادویه، گلپر یا زیره مصرف کنید. (بیماران بهتر است با پزشک خود مشورت کنند)

Prevention and treatment for coronavirus with chickpea

To prevent Covid-19 eat baked chickpeas. It has lots of benefits such as strengthening the immune system and prevents infectious diseases and viruses and is useful to clearing out various toxins and bad bacteria. In other words, cancer cells in the body will not expand. For treatment, Everyday eat half a cup of baked chickpeas with onions, spices, persicum or cumin.

پیشگیری از ویروس کرونا با بخور گرفتن

پیشگیری از ویروس کرونا با بخور گرفتن
ویروس کرونا بالای 40 درجه از بین می‌رود پس یکی از بهترین راه‌های پیش‌گیری از ابتلا به آن بخور هر روزه با آب گرم است. بخور ساده‌‌ترین و ارزان‌ترین راه برای ضدعفونی کردن مجاری تنفسی است و بهتر است یک پیاز متوسط با پوست چهار قاچ کرده و در آب بیندازید. موقع بخور حداقل 10 بار از راه بینی و دهان نفس عمیق بکشید. پس از آن برای افزودن رطوبت در خانه ظرف را روی اجاق بگذارید.

Prevent the risk of disease coronavirus with facial steam
It's said that warm weather (higher than 40 centigrade) will stop coronavirus, So the best way of protecting yourself is caring about health tips such as facial steam which is simple and priceless way to work as a antivirus for your respiratory system. To see the result, slice one onion to four parts without peeling it and put it in a pot with some water. The time you start facial steam, take deep breath with open mouth at least 10 times. After that let the oven on to spread the steam all over your house

معرفی کتاب رویاهای آتشفشان خاموش

مجموعه شعر " رویاهای آتشفشان خاموش "

این کتاب اولین اثر سرکار خانم مریم سلیمانی صالح می باشد. وی فرزند مرحوم صالح، متولد 1359 ساکن اهواز و اصالتن بختیاری و از طایفه باورصاد(تش هلیلی) زاده ی محله ای بنام سی برنج مسجدسلیمان می باشد. بزودی دومین مجموعه ی شعر خود را نیز که با همین سبک سپید سروده به چاپ می رساند. وی از دوره ی راهنمایی نوشتن شعر رو شروع کرد، در آن زمان بدلیل نبود فضای فرهنگسرا یا انجمن های شعر که بتوان اشکالات کارش را در کنار استادان فن بیاموزد، لاجرم آنچه به ذهنش می رسید می نوشت. اما از سال 91 تا 93 با انجمن شعر شیدای اهواز آشنا شدند که انگیزه خوبی در وی شکل گرفت. او با علاقه فراوان و با خواندن کتاب های متعدد توانست سبک نوشتاری و ساختار شعرش را تغییری جامع دهد و قابل تحسین استادان انجمن های مختلف شعر اهواز شدند.

معرفی کتاب راه و بیراهه

کتاب تازه نشر شده « راه و بیراهه»
این کتاب ارزشمند حاصل تلاش و تحقیق آقای سیاوش صالحی پور باورصاد در زمینه آشنایی بیشتر جوانان از نحوه برخورد با رفتارهای درون جامعه و شناخت راهکارهایی برای دستیابی به موفقیت و احساس خوشبختی می باشد. ایشان سعی نموده است با ارائه این کتاب به جوانان عزیز کمک نماید تا با کمترین کاستی ها با رفاه و آسایش مسیر زندگی را بپیمایند.

از دیگر فعالیت های وی و در کنار نگارش کتاب راه و بیراهه... ایشان از پیشکسوتان و اساتید هنرهای رزمی کشور در رشته ی" کونگ فو" آزاد می باشند که در این راستا کتاب "رزم برتر" را در سال 1382 در 3000 نسخه بچاپ رسانید. وی در زمینه ی مسائل خانوادگی نیز تبهر داشته و در سال 1393 کتاب "زندگی بدون تنش و نزاع" را به چاپ رسانید که در سال 1395 چاپ دوم آنرا شاهد بودیم. ایشان در این کتاب عوامل و ریشه های نزاع در خانواده و جامعه را مورد بررسی قرار دادند.

در صورت تمایل برای تهیه کتاب با این شماره تماس حاصل نمایید: 09388308610

واژه ها در زبان فارسی

آیا میدانستید واژه‌های زیر فرانسوی هستند؟

آسانسور، آلیاژ، آمپول، املت، باسن، بتون، بلیت، بیسکویت، پاکت، پالتو، پریز، پلاک، پماد، پوتین، پودر، پوره، پونز، پیک نیک، تابلو، تراس، تراخم، تمبر، تیراژ، تور، تیپ، خاویار، دکتر، دلیجان، دوجین، دوش، دبپلم، دیکته، رژ، رژیم، رفوزه، رگل، رله، روبان، زیگزاگ، ژن، ساردین، سالاد، سانسور، سرامیک، سرنگ، سرویس، سری، سزارین، سوس، سلول، سمینار، سودا، سوسیس، سیلو، سن، سنا، سندیکا، سیفون، سیمان، شانس، شوسه، شوفاژ، شیک، شیمی، صابون، فامیل، فر، فلاسک، فلش،فیله، فیبر، فیش، فیلسوف، فیوز، کائوچو، کابل، کادر، کادو، کارت، کارتن، کافه، کامیون، کاموا، کپسول، کت، کتلت، کراوات، کرست، کلاس، کلوب، کلیشه، کمپ، کمپرس، کمپوت، کمد، کمیته، کنتور، کنسرو، کنسول، کنکور، کنگره، کودتا، کوپن، کوپه، کوسن، گاراژ، گارد، گاز، گارسون، گریس، گیشه، گیومه، لاستیک، لامپ، لیسانس، لیست، لیموناد، مات، مارش، ماساژ، ماسک، مبل، مغازه، موکت، مامان، ماتیک، ماشین، مانتو، مایو، مبل، متر، مدال، مرسی، موزائیک، موزه، مین، مینیاتور، نفت، نمره، واریس، وازلین، وافور، واگن، ویترین، ویرگول، هاشور،هال، هالتر، هورا و بسیاری از واژه‌های دیگر.

آیا میدانستید که بسیاری از واژه‌های عربی در زبان فارسی در واقع عربی نیستند و اعراب آن‌ها را به معنایی که خود می‌دانند در نمی‌یابند؟ این واژه‌ها را ساختگی (جعلی) می‌نامند و بیشترشان ساختهٔ ترکان عثمانی است. از آن زمره‌اند:

ابتدایی (عرب می‌گوید: بدائی)، انقلاب (عرب می‌گوید: ثوره)، تجاوز (اعتداء)، تولید (انتاج)، تمدن (مدنیه)، جامعه (مجتمع)، جمعیت (سکان)، خجالت (حیا)، دخالت (مداخله)، مثبت (وضعی)، مسری (ساری)، مصرف (استهلاک)، مذاکره (مفاوضه)، ملت (شَعَب)، ملی (قومی)، ملیت (الجنسیه) و بسیاری از واژه‌های دیگر.

بسیاری از واژه‌های عربی در زبان فارسی را نیز اعراب در زبان خود به معنی دیگری می‌فهمند، از آن زمره‌اند:

رقیب (عرب می‌فهمد: نگهبان)، شمایل (عرب می‌فهمد: طبع‌ها)، غرور (فریفتن)، لحیم (پرگوشت)، نفر (مردم)، وجه (چهره) و بسیاری از واژه‌های دیگر.

آیا میدانستید که ما بسیاری از واژه‌های فارسی‌مان را به عربی و یا به فرنگی واگویی (تلفظ) می‌کنیم؟

این واژه‌های فارسی را یا اعراب از ما گرفته و عربی (معرب) کرده‌اند و دوباره به ما پس داده‌اند و یا از زبان‌های فرنگی، که این واژها را به طریقی از خود ما گرفته‌اند، دوباره به ما داده‌اند و از آن زمره‌اند:

- از عربی : فارسی (که پارسی بوده است)، خندق (که کندک بوده است)، دهقان (دهگان)، سُماق (سماک)، صندل (چندل)، فیل (پیل)، شطرنج (شتررنگ)، غربال (گربال)، یاقوت (یاکند)، طاس (تاس)، طراز (تراز)، نارنجی (نارنگی)، سفید (سپید)، قلعه (کلات)،خنجر (خون گر)، صلیب (چلیپا) و بسیاری از واژه‌های دیگر.

- از روسی : استکان این واژه در اصل همان "دوستگانی" فارسی است که در فارسی قدیم به معنای جام شراب بزرگ و یا نوشیدن شراب از یک جام به افتخار دوست بوده است که از سدهٔ ١۶ میلادی از راه زبان‌ ترکی وارد زبان روسی شده و به شکل استکان درآمده است و اکنون در واژه‌نامه‌های فارسی آن را وام‌واژه‌ای روسی می‌دانند.

سارافون: این واژه در اصل "سراپا" ی فارسی بوده است که از راه زبان ترکی وارد زبان روسی شده و واگویی آن عوض شده است. اکنون سارافون به نوعی جامهٔ ملی زنانه روسی گفته می‌شود که بلند و بدون آستین است.

پیژامه: همان " پای‌جامه" فارسی است که اکنون در زبان‌های انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و روسی pyjama نوشته شده و به کار می‌رود و آن‌ها مدعی وام دادن به ما هستند.

واژه‌های فراوانی در زبان‌های عربی، ترکی، روسی، انگلیسی، فرانسوی و آلمانی نیز فارسی است و بسیاری از فارسی زبانان آن را نمی‌دانند. از آن جمله‌اند:

- کیوسک که از کوشک فارسی به معنی ساختمان بلند گرفته شده است و در تقریباً همهٔ زبان‌های اروپایی هست.

- شغال که در روسی shakal، در فرانسوی chakal، در انگلیسی jackal و در آلمانیSchakal نوشته می‌شود.

- کاروان که در روسی karavan، در فرانسوی caravane، در انگلیسی caravan و در آلمانی Karawane نوشته می‌شود.

- کاروانسرا که در روسی karvansarai، در فرانسوی caravanserail، در انگلیسی caravanserai و در آلمانی karawanserei نوشته می‌شود.

- پردیس به معنی بهشت که در فرانسوی paradis، در انگلیسی paradise و در آلمانی Paradies نوشته می‌شود.

- مشک که در فرانسوی musc، در انگلیسی musk و در آلمانی Moschus نوشته می‌شود.

- شربت که در فرانسوی sorbet، در انگلیسی sherbet و در آلمانی Sorbet نوشته می‌شود.

- بخشش که در انگلیسی baksheesh و در آلمانی Bakschisch نوشته می‌شود و در این زبان‌ها معنی رشوه هم می‌دهد.

- لشکر که در فرانسوی و انگلیسی lascar نوشته می‌شود و در این زبان‌ها به معنی ملوان هندی نیز هست.

- خاکی به معنی رنگ خاکی که در زبان‌های انگلیسی و آلمانی khaki نوشته می‌شود.

- کیمیا به معنی علم شیمی که در فرانسوی، در انگلیسی و در آلمانی نوشته می‌شود.

- ستاره که در فرانسوی astre در انگلیسی star و در آلمانی Stern نوشته می‌شود. Esther نیز که نام زن در این کشورهاست به همان معنی ستاره است.

برخی دیگر از نام‌های زنان در این کشور‌ها نیز فارسی است، مانند:

- Roxane که از واژهٔ فارسی رخشان به معنی درخشنده است و در فارسی نیز به همین معنی برای نام زنان روشنک وجود دارد.

- Jasmine که از واژهٔ فارسی یاسمن و نام گلی است.

- Lila که از واژهٔ فارسی لِیلاک به معنی یاس بنفش رنگ است.

- Ava که از واژهٔ فارسی آوا به معنی صدا یا آب است. مانند آوا گاردنر.

- واژه‌های فارسی موجود در زبان‌های عربی، ترکی و روسی را به دلیل فراوانی جداگانه خواهیم آورد.

آیا میدانستید که این عادت امروز ایرانیان که در جملات نهی‌کنندهٔ خود "ن" نفی را به جای "م" نهی به کار می‌برند از دیدگاه دستور زبان پارسی نادرست است؟

امروز ایرانیان هنگامی که می‌خواهند کسی را از کاری نهی کنند، به جای آن که مثلا بگویند: مکن! یا مگو! (یعنی به جای کاربرد م نهی) به نادرستی می‌گویند:

نکن! یا نگو! (یعنی ن نفی را به جای م نهی به کار می‌برند).

در پارسی، درست آن است که برای نهی کردن از چیزی، از م نهی استفاده شود، یعنی مثلاً باید گفت: مترس!، میازار!، مده!، مبادا! (نه نترس!، نیازار!، نده!، نبادا!) و تنها برای نفی کردن (یعنی منفی کردن فعلی) ن نفی به کار رود، مانند: من گفتهٔ او را باور نمی‌کنم، چند روزی است که رامین را ندیده‌ام. او در این باره چیزی نگفت.

آیا میدانستید که اصل و نسب برخی از واژه‌ها و عبارات مصطلح در زبان پارسی در واژ‌ه‌ها عبارتی از یک زبان بیگانه قرار دارد و شکل دگرگون شدهٔ آن وارد زبان ما شده است؟ به نمونه‌های زیر توجه کنید:

- هشلهف: مردم برای بیان این نظر که واگفت (تلفظ) برخی از واژه‌ها یا عبارات از یک زبان بیگانه تا چه اندازه می‌تواند نازیبا و نچسب باشد، جملهٔ انگلیسی I shall have (به معنی من خواهم داشت) را به مسخره هشلهف خوانده‌اند تا بگویند ببینید واگویی این عبارت چقدر نامطبوع است! و اکنون دیگر این واژهٔ مسخره آمیز را برای هر واژهٔ عبارت نچسب و نامفهوم دیگر نیز (چه پارسی و چه بیگانه) به کار می‌برند.

- چُسان فُسان: از واژهٔ روسی Cossani Fossani به معنی آرایش شده و شیک پوشیده گرفته شده است.

- زِ پرتی: واژهٔ روسی Zeperti به معنی زندانی است و استفاده از آن یادگار زمان قزاق‌های روسی در ایران است در آن دوران هرگاه سربازی به زندان می‌افتاد دیگران می‌گفتند یارو زپرتی شد و این واژه کم کم این معنی را به خود گرفت که کار و بار کسی خراب شده و اوضاعش دیگر به هم ریخته است.

- شِر و وِر: از واژهٔ فرانسوی Charivari به معنی همهمه، هیاهو و سرو صدا گرفته شده است.

- فاستونی: پارچه ای است که نخستین بار در شهر باستون Boston در امریکا بافته شده است و بوستونی می‌گفته‌اند.

- اسکناس: از واژهٔ روسی Assignatsia که خود از واژهٔ فرانسوی Assignat به معنی برگهٔ دارای ضمانت گرفته شده است.

- فکسنی: از واژهٔ روسی Fkussni به معنی بامزه گرفته شده است و به کنایه و واژگونه به معنی بیخود و مزخرف به کار برده شده است.

- لگوری (دگوری هم می‌گویند): یادگار سربازخانه‌های ایران در دوران تصدی سوئدی‌ها است که به زبان آلمانی به فاحشهٔ کم‌بها یا فاحشهٔ نظامی می‌گفتند Lagerhure.

- نخاله: یادگار سربازخانه‌های قزاق‌های روسی در ایران است که به زبان روسی به آدم بی ادب و گستاخ می‌گفتند Nakhal و مردم از آن برای اشاره به چیز اسقاط و به درد نخور هم استفاده کرده‌اند.

اشراق

اشراق

( سهروردي در ضمن تحصيل چنين استنباط کرد که موجودات دنيا از نور به وجود آمده

و انوار به يکديگر مي‌تابد و آن تابش متقابل را اشراق خواند)

كوله ‌پشتي‌اش‌ را برداشت‌ و راه‌ افتاد.

رفت‌ كه‌ دنبال‌ خدا بگردد و گفت:

تا كوله‌ام‌ از خدا پر نشود برنخواهم‌ گشت.

نهالي‌ رنجور و كوچك‌ كنار راه‌ايستاده‌ بود، مسافر با خنده‌اي‌ رو به‌ درخت‌ گفت: چه‌ تلخ‌ است‌ كنار جاده‌بودن‌ و نرفتن؛

درخت‌ زيرلب‌ گفت: ولي‌ تلخ‌ تر آن‌ است‌ كه‌ بروي‌ وبي رهاورد برگردي. كاش‌ مي‌دانستي‌ آنچه‌ در جست‌وجوي‌ آني، همين‌جاست...

مسافر رفت‌ و گفت: يك‌ درخت‌ از راه‌ چه‌ مي‌داند، پاهايش‌ در گِل‌ است، او هيچ‌گاه‌ لذت‌ جست‌وجو را نخواهد يافت.

و نشنيد كه‌ درخت‌ گفت: اما من‌ جست‌وجو را از خود آغاز كرده‌ام‌ و سفرم‌ را كسي‌ نخواهد ديد؛ جز آن‌ كه‌ بايد.

مسافر رفت‌ و كوله‌اش‌ سنگين‌ بود.

هزار سال‌ گذشت، هزار سالِ‌ پر خم‌ و پيچ، هزار سالِ‌ بالا و پست. مسافر بازگشت رنجور و نااميد. خدا را نيافته‌ بود، اما غرورش‌ را گم‌ كرده‌ بود...

به‌ ابتداي‌ جاده‌ رسيد. جاده‌اي‌ كه‌ روزي‌ از آن‌ آغاز كرده‌ بود. درختي‌ هزار ساله، بالا بلند و سبز كنار جاده‌ بود.

زير سايه‌اش‌ نشست‌ تا لختي‌ بياسايد.

مسافر درخت‌ را به‌ ياد نياورد. اما درخت‌ او را مي‌شناخت.

درخت‌ گفت: سلام‌ مسافر، در كوله‌ات‌ چه‌ داري، مرا هم‌ ميهمان‌ كن.

مسافر گفت: بالا بلند تنومندم، شرمنده‌ام، كوله‌ام‌ خالي‌ است‌ و هيچ‌ چيز ندارم.

درخت‌ گفت: چه‌ خوب، وقتي‌ هيچ‌ چيز نداري، همه‌ چيز داري.اما آن‌ روز كه‌ مي‌رفتي، در كوله‌ات‌ همه‌ چيز داشتي، غرور كمترينش‌ بود، جاده‌ آن‌ را از تو گرفت.

حالا در كوله‌ات‌ جا براي‌ خدا هست و قدري‌ از حقيقت‌ را در كوله‌ مسافر ريخت...

دست‌هاي‌ مسافر از اشراق‌ پر شد و چشم‌هايش‌ از حيرت‌ درخشيد و گفت: هزار سال‌ رفتم‌ وپيدا نكردم‌ و

تو نرفته‌اي، اين‌ همه‌ يافتي!

درخت‌ گفت: زيرا تو در جاده‌ رفتي‌ و من‌ در خودم ،

و پيمودن‌ خود، دشوارتر از پيمودن‌ جاده‌هاست

زندگی شوق رسیدن به همان فردایی است، که نخواهد آمد

تو نه در دیروزی، و نه در فردایی

ظرف امروز، پر از بودن توست

زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم

زندگی زمزمه پاک حیات ست، میان دو سکوت

زندگی ، خاطره آمدن و رفتن ماست

زندگی در همین اکنون است

با ۷ روش ذهن اطرافیان تان را بخوانید

انسانها عموما موجودات کنجکاوی هستند و دانستن افکار یا رازهای پنهان، آنها را به وجد می آورد. موضوع وقتی جالبتر می شود که آنها بتوانند ذهن دوست یا همسرشان را بخوانند. شاید با خواندن تیتر مطلب، پیش خودتان فکر کردید که: « امروز میرم خونه و فکر داداشم رو می خونم تا ببینم چرا این چند روز اخلاقش عوض شده » ولی عجله نکنید، این کار به آن سادگی هم که تصور می کنید نیست.

یکی از روشهای موثر ذهن خوانی، درک زبان بدن است. در واقع افراد در حین حرف زدن، به صورت ناخودآگاه قسمتی از بدنشان را تکان می دهند و این حرکات نشان دهنده تفکرات و احساسات درونی فرد نسبت به موضوع جاری دانست.

برای مثال وقتی از افراد راجع به شماره تلفن شان در ۱۰ سال پیش سوال کنید، آنها سعی می کنند از حافظه شان برای به خاطر آوردن آن کمک بگیرند و وقتی از آنها راجع به آرزویشان می پرسید آنها سعی می کنند تا تصویری را در ذهنشان بسازند.

محققان بر این باورند که افکاری همچون امثال بالا، واکنش فیزیکی چشم را به دنبال دارند، که شما با تشخیص آنها می توانید تقریبا حدس بزنید که فرد به چه چیزی فکر می کند.

قبل از خواندن این ۷ واکنش، لازم است به ۲ نکته مهم توجه کنید :

۱ -  این واکنش ها بر اساس افراد راست – دست نوشته شده اند و در صورتی که فرد مورد نظر چپ دست است، باید آنها را برعکس در نظر بگیرید.

۲ - منظور از راست یا چپ، دید شما نسبت به فرد انجام دهنده واکنش می باشد.

واکنش های چشمی

۱بالا – سمت راست : نشانگر جستجو و بازسازی رویدادی تصویری که در گذشته رخ داده است.

۲ -  بالا – سمت چپ : در حال ساختن تصویر و یا رویداد جدید.

۳مستقیم سمت راست : بخاطر آورن صوتی که در گذشته شنیده شده است.

۴مستقیم سمت چپ :‌ در حال ساختن کلمه و یا صوتی که در گذشته رخ نداده است.

۵پایین سمت راست : صحبت کردن شخص با ضمیر داخلی اش

۶پایین سمت چپ : به خاطر آوردن و یا تصور یکی از حواس، لامسه، بویایی و یا چشایی

۷چند حرکت و یا بدون حرکت : ممکن است شما سوالی را از فرد مورد نظر بپرسید و فرد هیچکدام از حرکات فوق را انجام ندهد و به یک نقطه خیره شود. این بدین معنی است که فرد دارد سوال و جواب را به صورت تصویری بررسی و شبیه سازی می کند.

به خاطر داشته باشید که این واکنش ها برای تمامی افراد یکسان نیستند و ممکن است استثناهایی نیز وجود داشته باشد، ولی همین الان می توانید آنها را با همسر و یا دوستتان تمرین کنید.

اکران عروس بختیاری در جشنواره رشد

مستند بلند عروس بختیاری به کارگردانی اینجانب در بخش مسابقه چهل و سومین جشنواره بین المللی فیلم رشد پذیرفته شد... تاریخ نمایش عصر یکشنبه 5/8/92 در سالن شماره یک سینما فلسطین ساعت 14.

و نیز نمایش در سینما صحرا در تاریخ شنبه 4/8/92 ساعت 14...

 تاریخ برگزاری جشنواره 4 تا 8 آبان 92 در تهران می باشد.

حضور عروس بختیاری در جشنواره رشد

مستند بلند عروس بختیاری به کارگردانی اینجانب در بخش مسابقه چهل و سومین جشنواره بین المللی فیلم رشد پذیرفته شد... جشنواره بین المللی فیلم رشد به عنوان یکی از قدیمی ترین گردهمایی های اهالی سینما در ایران است که میان مخاطبان خاص خود یعنی دانش آموزان، معلمان و فعالان در عرصه تعلیم و تربیت و سایر علاقمندان برگزار می شود .جشنواره ای با هدف های آموزشی و تربیتی که بیانگر نقش مؤثر و عمیق سینما و هنر نمایش بر مخاطبان و بینندگان خود است.

این موفقیت را به همه ی عوامل فیلم تبریک عرض میکنم ... تاریخ برگزاری جشنواره 3 تا 10 آبان 92 در تهران و چند شهر دیگر می باشد.

جهان برزخ

هر سال صدها نفر در سراسر دنيا بعد از مرگ، از چند دقيقه تا چند ساعت كه از لحاظ پزشكي مرده محسوب مي‌شوند، ناگهان به زندگي باز مي‌گردند. روايت آنها از لحظاتي كه در اين دنيا نبودند، بسيار جالب و البته باورنکردني است. اين ادعا هنوز به لحاظ علمي ثابت نشده اما همچنان مطالبي درباره بازگشت از مرگ منتشر مي​شود و راوي مدعي است که تنها حقيقت را مي​گويد. در اين شماره روايت پيرمردي آمريكايي به نام «كان تامسون جونيور» را از آنچه در جهان برزخ ديده‌ است مي‌خوانيد...

صدا و زبان نا آشنا!
صحبت كردن راجع به زندگي و مرگ خيلي راحت است اما وقتي چيزي را تجربه مي‌كنيد كه ديگران حسش نكرده‌اند متوجه مي‌شويد زندگي براي‌تان پيام مهمي دارد كه مي‌خواهد آن را از طريق شما به گوش همه برساند، پيامي كه من تا 70سالگي قادر به دركش نبودم و تنها يك بيماري مهلك توانست معني زندگي را به من بياموزد. چند سال پيش يك اتفاق بزرگ در زندگي من روي داد، اتفاقي كه خداوند مقرر كرده بود آن را از طريق بيماري‌اي به نام سرطان روده بزرگ در زندگي‌ام وارد كند. تا قبل از اين اتفاق اگر بگويم به هيچ‌چيزي اعتقاد نداشتم درست گفته‌ام و تمامي اعتقادات مذهبي راجع به جهان بعد از مرگ را تنها يك خرافات فرض مي‌كردم. تا اينكه روزي متوجه شدم بيماري سرطان به تمام بدن من نفوذ كرده و به‌تدريج با تشديد بيماري‌ام آگاهي و حساسيتم را نسبت به محيط اطراف از دست دادم. صداها برايم عجيب بودند و هردست نوشته‌اي كه نشانم مي‌دادند برايم مثل يك زبان ناآشنايي بود كه گويي براي بار اول مي‌ديدم‌شان تا اين‌كه بعد از رنج جسمي زياد به كما رفتم و اين بيهوشي موقت 5 هفته طول كشيد. زماني كه نزديكان من براي سلامت و بازگشتم دعا مي‌كردند من در آن لحظات در دنيايي ديگر شاهد سفري بزرگ و نوراني بودم كه هرچقدر مي‌گذشت به علاقه و اشتياقم براي ماندن در آن فضا اضافه مي‌كرد و تنها برگشت به جسم فيزيكي بود كه تبديل به يك كابوس بزرگ برايم شده بود.
ورود به نور بزرگ
اگر از من بپرسند لحظه مرگ شبيه چيست مي‌گويم مثل اين مي‌ماند كه از يك در وارد يك در ديگر بشويد و به همين كوتاهي اعتقادات و درك‌تان نسبت به اطراف‌تان متفاوت مي‌شود؛ احساس‌تان عمق بيشتري پيدا مي‌كند و چنان فضاي صلح‌آميزي را تجربه مي‌كنيد كه در هيچ جاي اين زمين تا به حال نديده‌ايد. نمي‌دانم چطور اتفاق افتاد اما ناگهان احساس كردم داخل يك نور بزرگ احاطه شده‌ام كه با رنگ‌هاي بي‌نظير تركيب شده بود. آن نورها مثل گل‌هايي زيبا و معطري بودند كه زيباترين گلخانه‌هاي اين جهان هم نظير آن را نخواهند ديد؛ آن‌ها گويي در اطراف من مي‌چرخيدند و موزيكي كه با حركت‌شان در فضا به‌وجود مي‌آمد مرا از خود بي‌خود مي‌كرد. در آن لحظه تنها تصوري كه از اين نور داشتم اين بود كه آن نور و عشق خداوند است كه آنطور مهربان در اطراف من حضور داشت. در آن لحظات مانند حبابي كه درونش خالي است مي‌توانستم به راحتي از جايي به جاي ديگر سير كنم مانند اين بود كه خودم راهنماي سفري بودم كه در آن قرار داشتم و نور الهي مرا با آرامش و صلح احاطه كرده بود. اما براي من سخت‌ترين مرحله‌اي كه در آن سفر تجربه كردم بخشي بود كه من از آن به ديدن يك فيلم سينمايي تعبير مي‌كنم.
سخت‌ترین لحظه پس از مرگ
اتفاقات يكي بعد از ديگري در مقابل چشمان من ظاهر مي‌شدند، تصورش هم سخت است اينكه همه حرف‌ها، تفكرات، تصميم‌ها، اعتقادات و همه ريز و درشت كارهايي كه در طول زندگي كرده‌اي را در مقابلت به نمايش در بياورند و تو با نگاه كردن اين فيلم سينمايي كه خودت كارگردانش بوده‌اي به قضاوت بنشيني و آن قدر با دقت و ظرافت خودت و زندگيت را تحليل كني كه ديگر حاضر نباشي حتي يك بار هم به آن فيلم نگاه كني. من در تماشاي فيلم زندگي‌ام هر وقت كه روي حادثه يا رفتاري خاص تمركز مي‌كردم آن صحنه برايم بزرگ مي‌شد و ناگهان مي‌ديدم كه در آن جا حضور دارم و خودم را تماشا مي‌كنم. خيلي سخت بود و اگر بارها هم از من بپرسند سخت‌ترين لحظه بعد از مرگ كدام قسمت است من اين بخش را جزو يكي از سخت‌ترين و دردناك‌ترين قسمت‌ها مي‌گذارم به‌خصوص اگر فردي باشي كه در طول زندگي‌ات اشتباهات زيادي را مرتكب شده باشي يادآوري زندگي‌ات مثل يك جهنم واقعي است اما چيزي كه در تمام اين صحنه‌ها حس كردم اين بود كه در تمامي لحظات زندگي‌ام، نور و عشق الهي همراه من حضور داشت و مراقبم بود اما من هرگز حضور او را تا مرگ حس نكرده بودم. من با نوري كه در آن احاطه شده بودم حرف زدم. نور از من خواست تا برگردم و به ديگران عشق بورزم و در زندگي‌شان تاثير بگذارم. در آن لحظه فردي بسيار زيبا را ديدم كه به طرفم آمد و همه بدن مرا با نور پر كرد. آن نور احساس عشق بي‌نظيري را در من به‌ وجود آورد و مرا بار ديگر به دنياي زميني برگرداند.

بازگشت از مرگ
بيماري من از بين رفت اما من با اين تجربه، عشق بي‌چون و چرا به همه مخلوقات خداوند را ياد گرفتم و حالا برخلاف گذشته هيچ ترسي براي مرگ ندارم. براي همين است كه از بحث كردن و دشمني با ديگران بيزارم و مي‌خواهم همه را دوست داشته باشم و به تمامي انسان‌ها عشق بورزم زيرا ما از ديگران جدا نيستيم و همگي يك روح بزرگ هستيم. در لحظاتي كه تجربه نزديك به مرگ را داشتم روح‌هايي را ملاقات كردم كه در غم و نگراني بزرگي بودند و در آن لحظه دلم مي‌خواست كمك‌شان كنم اما نوري كه مرا احاطه كرده بود به من فهماند كه تمامي اين روح‌ها بعد از گذراندن اين مرحله مي‌توانند به نور خداوند بپيوندند و رنجي كه اين روح‌ها متحمل شده‌اند در نتيجه كارهايي است كه در زندگي دنيا مرتكب‌شان شده‌اند. من به زندگي دنيا برگشته‌ام اما از داشتن مسئوليتي كه خداوند از من خواسته احساس غرور مي‌كنم. عشق به ديگران بزرگ‌ترين مسئوليتي است كه بايد در اين جهان انجام دهيم، عشقي بي‌چشم داشت و الهي كه ما را به خداوند متصل كند. مهم نيست در چه سني به اين درس برسيد اما هرچه زودتر عشق به ديگران را شروع كنيد، حضور خداوند را بهتر حس خواهيد كرد. گاهي اوقات با خودم فكر مي‌كنم شايد عشق، تنها هدفي بود كه خداوند ما را برايش خلق كرد.

mis چیست

معنيMIS چيست؟

روزي همراه با مدير عامل شركت از مسجدسليمان براي بازديد به سمت يكي از واحد هاي بهره برداري در حال خروج از شهر بوديم كه ايشان پرسيدند اين آرم MIS كه پشت ماشين ها مي چسبانيد چه معني دارد؟ چرا به فارسي نمي نويسيد؟ در نتيجه براي پاسخ مجبور شدم اين متن را تهيه نمايم:

1- چاه شماره یک مسجدسليمان(MIS- 1)

اولين چاه اكتشافي خاور‎ميانه كه در سال 1908 به نفت رسيد. شروع رشد و شكوفائي صنعت نفت در خاور ميانه را پايه ريزي نمود. بخشي از‌تأسيسات و دكل چاه براي بازديد كنندگان پابرجاست * در برنامه شركت بهره برداري نفت و گاز مسجدسليمان بازسازي و تکميل چاه بصورت موزه براي بازديدكنندگان داخلي و خارجي مي باشد

2- چاه اكتشافي شماره 306 مسجدسليمان(MIS -306 )

چاه اكتشافي گاز ژوراسيك * ترش ترين گاز جهان در آن زمان(35 درصد H2S) عميق ترين چاه خاورميانه در سال 1335 به عمق 5200 متر * فوران داخلي در دبي 500 ميليون فوت مكعب از مخزن ژوراسيك به مخزن نفت آسماري كه ضمن آن فشار مخزن آسماري 1000 پا بالا رفت و از آن زمان به بعد چشمه هاي نفت و گاز مسجدسليمان جريان بيشتري پيدا كردند * 6 ماه طول كشيد تا چاه كشته شد * احتمالاً هنوز فوران داخلي در دبي كمی وجود دارد * دكل چاه به پاس چاه به صورت برافراشته باقي گذاشته شد * در برنامه شركت بهره برداري نفت و گاز مسجدسليمان بازسازي و تکميل چاه بصورت موزه براي بازديدكنندگان داخلي و خارجي مي باشد *

3- چاه شماره 3 مسجدسليمان( MIS- F- 3)

* در سال 1909 حفاري شد و قبل از راندن جداره 10 اينچ چاه فوران كرد * تا اينكه در سال 1929 با حفاري دو حلقه چاه در دو طرف آن فوران چاه به كنترل در آمد. ولي هنوز بخش كوچكي از فوران داخلي چاه وجود دارد * هم اكنون هر سه چاه بصورت سمبليك در كنار هم در كنار رودي و در مقابل پارك جنگلي كوچكي قرار دارند‌* در برنامه شركت بهره برداري نفت و گاز مسجدسليمان بازسازي و تکميل چاهها بصورت موزه همراه با پارك جوار آنها براي بازديدكنندگان داخلي و خارجي مي باشد *

4- كارخانه برق تمبي(MIS Power Plant)

اولين كارخانه برق كشور بنام كارخانه برق تمبي مسجدسليمان با قدمت در سال 1912 با چهار توربين بخار به ظرفيت 9 مگاوات احداث و شروع بكار كرد و تا سال 1347 از مدار خارج شدند – سپس در سال 1945 دو توربين سولزر گازي به منظور جايگزيني توربين هاي بخاري فوق احداث گرديد و جمعاً با توان 4/11 مگاواب در ساعت برق توليد مي نمود – عمر مفيد اين توربين ها 130000 ساعت كار تخمين زده شده بود كه تا سال 1368 كه عملاً اين توربين ها نزديك دو برابر عمر زمان عمر مفيد پيش بيني شده كارخانه سازنده كار كردند. حتي در زمان جنگ تحميلي نيز مدتي راه اندازي و برق توليد نمود. كارخانه سازنده بدليل قدمت و ميزان دو برابر زمان عمر كار، حاضر به تعويض ژنراتورهاي آن با نمونه هاي جديد بدون دريافت وجه و با شرط انتقال ژنراتور هاي قديم به خارج نمود. هم اكنون اين كارخانه بصورت موزه زيبائي مورد استفاده قرار مي گيرد. * در برنامه شركت بهره برداري نفت و گاز مسجدسليمان بازسازي و تكميل واحد بصورت موزه همرا با پارك و درياچه مقابل آن براي بازديدكنندگان داخلي و خارجي مي باشد .

5- چشمه نفت سي برنج(MIS C Branch Sippage )

* چشمه نفت بسيار زيبا و ديدني كه اكثر ايران گرداني كه نقاط مختلف ايران و يا دنيا براي بازديد از قدمت صنايع نفت مسجدسليمان مي آينده هيجان زده مي شوند و اثر زيادي روی انها مي گذارد و سؤلات زيادي در اين رابطه مي كنند.

و ...

پس تا حدودي معلوم شد معني MIS چيست.

MIS يك سمبل است يعني مسجدسليمان و مسجدسليماني ها(Masjed- I -Solyman )

چرا به خط لاتين نوشته مي شود؟ چرا به فارسي نوشته نمي شود؟

زيـــرا:

1- واضح تر است.

2- سمبل بین المللي است.

3- البته هم به خط لاتين و هم به فارسي نوشته مي شود؟

4- اما اگر تنها به فارسي نوشته شود به معناي اتومبيل های خط سواري مسجدسليمان مي باشد؟

اصلاً چه اشكالي دارد كه به خط لاتين نوشته شود؟

MIS يك سمبل است يك ارتباط معنوي بين مسجدسليمان و مسجدسليماني ها مي باشد. بدين ترتيب هر كس بر روي اتومبيل خود سمبل MIS را نصب نمايد بايد داراي اين صفات باشد:

1- خوب رانندگي كند.

2- تميز باشد.

3- خطا نكند.

4- مؤدب باشد.

5- با ديگران همكاري كند.

6- جنتلمن باشد.

7- اگر ماشين MIS ي ديگر خطا كرد به او تذكر بدهد.

8- از كنار اتومبيل MIS ديگري كه در جاده خراب شده است بي تفاوت نگذرد و به او كمك كند.

9- در هر شهر يا كشوري كه باشد شناخته مي شود.

اينجانب در يك ماموريت مدت سه سال در كشور كانادا بودم و طبق عادت بر روي اتومبيل خود MIS نصب كرده بودم. بارها در اتوبان بوق هاي آشنا مي شنيدم كه به منظور سلام و احوالپرسي از طرف همشهري هائي كه هرگز آنها را ملاقات نكردم.

در شهرها نيز چندين MIS ي مقيم خارج با ديدن برچسب MIS مي ايستادند و با من و خانوده ام احوالپرسي مي كرده يا با ما دوست خانوادگي شدند و همكاري هاي زيادي بين ما بوجود آمد. جالب توجه اينكه بعظي از آنها حتي در خارج متولد شده بودند و پاسپورت كانادائي داشتند و شايد هرگز به ايران و يا MIS هم سر نزده و نخواهند زد.

و باز جالب توجه اينكه براي بچه هاي من كه در سن 7 و 9 سالگي بودند پيدا كردن دوست ايراني يا مسجدسليماني در كانادا، به اين روش براي آنها بسيار پر هيجان و جالب بود. و تا حدود زيادي از دلتنگي آنها در آن ديار غريب مي كاست.

روزي در شمال شهر كالگاري كانادا محل ماموريت اينجانب وقتي همراه خانواده در پاركينگ فروشگاهي پارك كرده بودم بلا فاصله اتومبيلي در كنار اتومبيل ما پارك كرد. سرنشينان آن اتومبيل توجه ما را جلب كرده بودند زيرا خيلي ما را نگاه مي كردند حال آنكه در آن ديار رسم نبود كسي بي جهت به شخص و يا اشخاص ديگري آنگونه توجه كند. ما با بي تفاوتي بطرف فروشگاه راه افتاديم ناگهان يكي صدا كرد Hello MIS و احساس كردم ما را صدا مي زنند. وقتي برگشتيم شروع كردند به فارسي سلام و احوالپرسي كردن. معلوم شد كه آنها خانواده ارمني مسجدسليماني بودند كه سالها پيش به كانادا مهاجرت كرده بودند و از شانس آنها به نقطه اي از كانادا آمده بودند كه ايراني بسيار كم وجود داشت. اين خانواده تا زمان برگشتن ما به ايران با ما دوست بودند و موقعیکه براي خداحافظي به در خانه آنها رفتيم، دوست ارمني ما همراه با همسر و دو فرزند دختر خود از ته دل گريه كردند كه اينجانب بسيار متأثر شدم مخصوصاً براي بچه ها.

دو سال پيش وقتي با اتومبيل همراه با خانواده خود در فاصله صد كيلو متري به سمت مشهد مي رفتيم، در يك هواي گرگ و ميش لاستيك ماشين تركيد و ضربه شديدي به رينگ چرخ وارد شد بگونه ايكه هر چه تلاش كردم نتوانستم پيچ چرخ را باز كنم زيرا از پشت رينگ قر شده بود. در آن ديار غريب مي رفت تا ناراحتي بر ما چيره شود كه اتومبيلي پشت سر ما ايستاد و به كمك ما آمد و بدون اندكي مكس وسايل خود را آورد و مدت يك ساعت تلاش تا بلاخره چرخ باز شد و زاپاس جا انداخته شد. من و خانواده ام بسيار از او و خانواده اش تشكر كرديم. از او پرسيدم چطور شد كه شما همراه خانواده براي كمك به ما ايستاديد؟ زيرا در اينجا بدليل اتفاقاتي كه در روزنامه ها نوشته مي شود كسي با خانواده اين ريسك را نمي كند! حتي اگر طرف هم با خانواده باشد. در جواب گفت من و همسرم مشهدي هستيم ولي وقتي آرم MIS را پشت ماشين شما ديدم به همسرم گفتم اين خانواده مسجدسليماني هستند و من سالها پيش مدت سه سال در شهرستان مسجدسليمان در شركتي كار مي كردم. مردم مسجدسليمان به حق انسانهاي متمدن، مهمان نواز و دوست داشتني مي باشند و خيلي به من كمك كردند و اين سمبل MIS در مسجدسليمان معني بزرگي دارد و نمي شود از آن گذشت.

در ضمن انجمن دوست داران مسجدسليمان با سمبل MISL تاسيس شده و اعضاي آن مسجدسليماني هاي دوستدار پيشرفت و سازندگي مسجدسليمان مي باشند كه در سراسر ايران و جهان پراكنده بوده و براي ارائه طرح و برنامه هاي پيشنهادي و همكاري براي بازسازي مسجدسليمان در ارتباط مي باشند.

اسماعيل فرهاديان

کارشناس ارشد مخازن نفت

فیلم مستند عروس بختیاری

هوالمصور

مستند بلند عروس بختیاری ساخته شد. هوشنگ صالحیپور نویسنده و کارگردان این مستند دربارهی روند ساخت آن توضیح داد: تدوین این مستند بلند به اتمام رسیده و فیلم به مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی تحویل گردید.

به عقیدهی ایشان ریشهی فرهنگ بختیاری را به دلیل کم رنگ شدن در پس کوچه‎‎های اعصار و کمتر ثبت شدنشان بنابر دلایلی کثیر از جمله شرایط سخت زندگی کوچنشینی و کم بودن شرایط مناسب جهت کتابت و حفظ و پاسداری از آن لاجرم باید در فرهنگ شفاهی آن جستجو کرد. در واقع ایشان طی پژوهشهای شفاهی و مکتوبات قابل استناد، بخش قابل توجهی از آیینهای مراسم ازدواج را که به صورت سینه به سینه منتقل شده و بخاطر تغییرات اجتماعی و سیستم زیستی بختیاریها و هجوم مدرنیته در زندگی این قوم، میرفت تا کم کم و به صورت نسبی به فراموشی سپرده شود را به صورت مستندی بلند به تصویر کشیده و مانا نمودهاند. در این فیلم سعی شده که آیین، باور و سنتهای پنهان مانده را برای نسل امروز زنده کرده و باعث انگیزه در برقراری آنان با ریشهها و مفاهیم آیینهای سنتی خود گردند.


  صالحیپور دربارهی روند ساخت‌ مستند عروس بختیاری توضیح داد: سوژه‌ی این کار درباره‌ی زندگی و ازدواج سنتی در قوم بختیاری است؛ روایتی که از زندگی فراموش شدهی عشایر و روستانشینان سخن میگوید. از آنجایی که قلمرو زیستی این قوم وسیع میباشد و به طوایف و تیرههای مختلف تقسیم میگردند لاجرم دارای آداب کاملاً یک شکل نیستند و تفاوتهایی در اجرای مراسمها دارند. لذا سعی شده است در این فیلم نمایی کلی از آداب ازدواج آنان به تصویر کشیده شود. در این مستند خانم ساناز همایونفر که نقش گلبهار را برعهده دارد از خاطرات کودکیش در آن روستا میگوید و جشن عروسی بختیاریها را مرحله به مرحله دنبال میکند. وی با پوشش لباس محلی زنان بختیاری در فیلم ایفای نقش کردهاند و با زنان روستا در روایت این سنتها و آیینهای ازدواج همراه شدهاند.

تحریر منولوگ یا گفتار متن فیلم را نیز سرکار خانم فانوس بهادروند که از شاعران و نویسندگان بختیاری است برعهده داشتهاند. صالحیپور این پروژه را در اول اسفند ماه 1390 کلید زد و طی پنچ مرحله تصویربرداری بصورت فول اچدی از مناطق مختلف بختیاری در نیمهی شهریور ماه امسال به پایان رسانید. وی دلیل صرف زمان زیاد برای ضبط این پروژه را حساسیت در ثبت برخی آیینها و مناظر زیبای طبیعت در فصول مختلف سال بیان کرد. سپس در ادامه، ساخت این فیلم طی یک ماه تدوین توسط آقای ناصر سبزیپور با زمان 75 دقیقه به اتمام رسیده و در حال ارائه اثر به مرکز گسترش میباشند تا به جشنواره فجر ارسال گردد.

دیگر عوامل و مسئولیتهای این پروژه:

آهنگساز: آرش برهان حقیقی

پژوهشگر و روابط عمومی پروژه: مهدی باورصاد

طراح گریم و صحنه: زیبا بابادی

صدابردار: حمید رضا چراغی

دستیار کارگردان: لیلا شریفی

تصویربردار دوم: بهنام خراسانی

طراح لباس: افسانه صالح‎خواه

پشتیبانی: فاضل یوسفی شیخ رباط

هماهنگی: بهرام یوسفی شیخ رباط

مدیر تدارکات: احمد چراغی

ویدیو گرافیک: مهدی نسیمی

دستیار تدوین و صداگذاری: فرشته شجاعی

گوینده متن: راضیه قادری

مدیرتولید و مدیرتصویربرداری: هوشنگ صالحی‎پور

تهیه کننده: مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی - هوشنگ صالحی‎پور

مهدی باورصاد

اول آبان 1391

تیه کال

تيه كال - نویسنده و شاعر: محمد رضا دادگر

برقشت مه و افتو به تياتن تيه كال                      ظلمات شو و شوگار به پلاتن تيه كال

هيچ ادوني كه بهر جا برسه پات من ايل؟               يه كرور كشته دلناده نهاتن تيه كال؟

هيچ ادوني كه ديه قحطي دينشت ويده؟        بسكه منقل من دست، دست به دعاتن تيه كال

هيچ ادوني كه ديه قيمت قند ويده به لم؟        بسكه مردم شو و رو فرگ لواتن تيه كال

هيچ ادوني كه دلا سي چه همه شهرستن؟        بسكه پهنن به گل و زير پاهاتن تيه كال

هيچ اپرسي كه كيه رهنه پيايل همه سون؟          كل به زنجيرن و زندون مياتن تيه كال

عاشقا گيزن و سرگيزه گرهنه بخدا               بسكه چي فرفره دور كلکاتن تيه كال

چهچه بلبل و كيكشت تهي رهده ز وير          بسكه مردم همه ويردار صداتن تيه كال

چونو تير پرد اكني هي ز من برگ خلت              که مني لشگر صدام واباتن تيه كال

عاشقانه چونو هي پيت ادي ور من يك       كه اگوي دكمه و جادكمه قواتن تيه كال

ديه كي سيوگلاوي اخوره يا هرمو؟              چون پيايل همه دلناده گپاتن تيه كال

ديه كي فرگ طلاجات اكنه يا نرقه؟            چون تيا خيره به دندون طلاتن تيه كال

غصه‎هامون كه ديه نيد يكي يا كه دو تا          غصه‎ها دي همه از زلف دو تاتن تيه كال

چلمه كردن همه ميرگل زغم ديري تو                 كپ آخر ازنن لنگ دواتن تيه كال

خين ميرگل همه رختي به گل و كل ازني            خينسون جمله بدون كه بن ناتن تيه كال

مو نديدم يه نفر هزار پيا كشته بو وه           ار منم كه طالبان ز طافه داتن تيه كال

هر چه نرفين اكنيم ما اثري نيكنه بت            مو ندونم كه كيا پشت و پناتن تيه كال؟

تو نداري گنهي تقصير دات بيد كه زاييت              ميرگلم مشغول فوش دادن داتن تيه كال

سرو شيرازنه، قد تو، ز ري برده گلم             قد كوه‎ها همه تا زير چلاتن تيه كال

يو قده‎ايكه تو داري تيه كال يا كه درخت؟        شاخ و بلگن يونو يا ترنه سياتن تيه كال؟

تو چه كردي كه همه لهد و پتي وابينه؟              دست خالي همه سون گسنه و لاتن تيه كال

ار كه با صد نفرم بازي شطرنج بكني                به يه ديقه همه سون كيش و ماتن تيه كال

ارگداي سر ره سق ازنه سي يه ريال                 عاشقا سي يه نظر بر سر راتن تيه كال

من هر طافه كه رهدم تو يه ناخوش داري        چه وسون كردي همه لنگ شفاتن تيه كال؟

تو چني جن و پري يا كه هدي جادوگر؟            كه مدام صف پيايل به نياتن تيه كال

هوكه حتي سه زنم داره همس فرگ تونه             عاز و اخو ديه هيچ، سينه زناتن تيه كال

كوربام زلزله ار چند تو ايا به جمشت             كه پيايل همه دك دك ز نگاتن تيه كال

يه سه چار روز تو ميو در كه زمندي بزنن          چونكه بي ناشتايي و چاست فداتن تيه كال

دادگر" با همه قورتا كه اكند هي من مال

خس و صد عاشق دي فرگ نجاتن تيه كال

نظرتون در مورد این شعر چیه؟ اگه جمع نمی بست بهتر نبود!

چگونه بر اضطراب امتحان غلبه کنیم

چگونه بر اضطراب امتحان غلبه کنیم


اضطراب امتحان نوعی خود مشغولی ذهنی است که با تردید فرد درباره توانایی های خود مشخص می شود و غالبا با شناخت منفی، عدم تمرکز حواس، واکنشهای جسمانی نامطلوب و افت تحصیلی همراه است.

:: دلایل کلی اضطراب در زمان امتحان


1. سخت گیریهای بیش از حد والدین:
برای کسب نمره عالی و هشدار بیش از حد درباره امتحان.

2. ترس و تهدید:
هنگامی که والدین شرایط سختی را در ایام امتحانات برقرار می کنند و فرزند خود را از گرفتن نمره کم و یا عدم قبول شدن ترسانده و تهدید می کنند.

3. والدین مضطرب:
وجود اضطراب در والدین باعث انتقال آن به فرزند و تشدید اضطراب او در ایام امتحانات می شود.

4. مقایسه کردن:
هرگاه والدین یا معلمان دائما توانایی های فرد را با توانایی های فرد دیگر سنجیده و این امر با سرزنش همراه باشد، اعتماد به نفس فرد کم شده و بر اضطراب او افزوده می شود.

5. پاداش نامناسب:
زمانی که اطرافیان برای قبول شدن و یا گرفتن نمره عالی، پاداش بیش از حد در نظر می گیرند.

6. انتظارات بیش از حد:
گاهی اضطراب امتحان به این دلیل است که انتظارات والدین از فرزندان یا فرد از خود بیش از توانایی های اوست.

:: راهکارهایی برای کاهش اضطراب امتحان


1.
بر تواناییهای فرزندمان تاکید کرده تا اعتماد به نفس او تقویت گردد.

2.
انتظارات خود را با تواناییهای فرزندمان هماهنگ کرده و از او توقع بیش از حد نداشته باشیم.

3.
تلاش فرزندمان را برای کسب موفقیت های هرچند کوچک را قدر دانسته و او را تشویق کنیم.

4.
عملکرد فرزندمان را با خودش مقایسه کرده، در صورت پیشرفت او را تشویق نموده و در غیر اینصورت در صدد علت و رفع آن باشیم.

5.
امتحان جزئی از فرآیند آموزش است. آن را عملکرد طبیعی و معمولی آموزش بدانیم و از حساسیت بی مورد نسبت به آن بپرهیزیم.

6.
به فرزندمان اطمینان خاطر بدهیم که در کنارش خواهیم بود و اگر مشکلی داشت او را یاری خواهیم کرد.

7.
به فرزندمان یادآور شویم که تمام تلاشش را صرف یادگیری درسها نماید نه کسب نمره.

8.
با فرزندمان به گونه ای رفتار نماییم که او بتواند عقاید و نگرانیهای خود را درباره ی امتحان آشکارا بیان کند.

9.
آخرین وضعیت درسی فرزندمان را از معلمش جویا شویم تا بهتر بتوانیم به او کمک کنیم.

10.
ساعت خواب فرزندمان را طوری تنظیم نماییم که خواب مورد نیازش تنظیم شود. به عبارت دیگر شب ها زود بخوابد تا صبح ها زودتر بیدارشود.

11.
در ایام امتحانات فضای خانواده را شاد و از مشاجره و برخوردهای لفظی پرهیز نماییم.

12.
تشویق، تحسین و تاکید روی نقاط قوت فرزندمان را فراموش نکنیم. زیرا این رفتارها انگیزه آنان را برای پیشرفت تحصیلی بیشتر می کند.